مبانی پزشکی استرس، افسردگی، اضطراب، بی‌خوابی و اعتیاد

 

نوشته دکتر استیون برنز

(Steven L. Burns, M.D.)

ترجمه ابراهیم نقیب‌زاده مشایخ

 
 

 
 

فهرست


 

قسمت اول -تشخیص استرس
اکثر مردم در معرض استرس‌هایی بسیار بیشتر از آنچه خودشان فکر می‌کنند قرار دارند.

قسمت دوم - مقیاس استرس
آزمونی که به کمک آن می‌توانید مقدار استرسی را که به طور واقعی با آن مواجهید، تعیین کنید.

قسمت سوم - پیام‌آوران شیمیایی مغز
سلّولهای مغز به کمک پیام‌آوران شیمیایی «با یکدیگر حرف می‌زنند.» هنگامی که فردی در معرض استرس زیاد قرار گیرد، ارتباطات شیمیایی در مغز دچار اختلال می‌شود. در این صورت، شخص با مشکل در خوابیدن، انواع دردها، افسردگی و اضطراب مواجه می‌شود. این وضعیت، استرس بیش از حد نام دارد.

قسمت چهارم - سه پیام‌آور شادی
سه پیام‌آور در مغز، کنترل خواب، سطح انرژی و احساس درد و خوشی شما را بر عهده دارند.

قسمت پنجم - نیرو‌بخش‌ها ‌( Pick-Me-Ups )
مواد شیمیایی موجود در قفسه شیرینی‌فروشیها و نیز مواد مخدّر می‌توانند به طور موقت فعالیت پیام‌آوران مغز شما را به حالت عادی بازگردانند، ولی نه به طور کامل و نه برای مدتی طولانی. استفاده از نیرو‌بخش‌ها، راه اشتباهی برای مقابله با استرس بیش از حد است.

قسمت ششم - تحمّل استرس: الگوهای وراثتی
مطالعات نشان می‌دهد که حد تحمل استرس در یک شخص، توسط عوامل وراثتی وی تعیین می‌گردد.

قسمت هفتم - نیرو‌بخش‌ها کارساز نیستند
استفاده از نیرو‌بخش‌ها شما را سوار الاکلنگی می‌کند که گاهی احساس خوبی و راحتی و بیشتر اوقات احساس ناراحتی و بیماری می‌کنید.

قسمت هشتم - آرام‌بخش‌ها ( Put-Me-Downs )
مردم برای بهتر شدن حالشان به هر چیزی روی می‌آورند، از جمله آرام‌بخش‌ها که یا توسط پزشک تجویز شده یا خودشان به طور غیرقانونی به دست آورده‌اند.

قسمت نهم - درمان استرس بیش از حد
ده توصیه ساده که می‌توانید به راحتی انجام دهید تا از شرّ استرس بیش از حد خلاصی یابید. در صورت نیاز به کمک بیشتر، به کجا مراجعه کنید.

قسمت دهم - سه قانون برای غلبه همیشگی بر استرس بیش از حد
آشنایی با علامتهای بدن، جابجا کردن استرس‌ها و استفاده از راههای درمان استرس

قسمت یازدهم - کلام آخر
میزان استرس در جوامع ما در حال افزایش است. برای تک تک ما، یادگیری چگونگی برخورد با آنها ضرورت دارد.

 

 
 

قسمت اول

تشخیص استرس


 
 



کدامیک از موارد زیر باعث ایجاد استرس در شما می شود؟

  • در محیط کار با تشویق روبرو می‌شوید.
  • لاستیک ماشین‌تان پنچر است.
  • به یک میهمانی می‌روید که تا ساعت 2 بامداد به طول می‌کشد.
  • گربه یا سگ‌تان مریض است.
  • تختخواب جدیدی که سفارش داده بودید به منزلتان حمل شده است.
  • بهترین دوستتان و همسرش برای یک هفته اقامت به منزل شما می‌آیند.
  • آنفلوانزا گرفته‌اید و تب شدیدی دارید.

همه اینها استرس هستند
اگر فکر می‌کنید که استرس چیزی است که باعث نگرانی شما می‌شود، در این صورت باید گفت برداشت اشتباهی از استرس دارید. استرس انواع مختلفی از چیزهاست: چیزهای خوش، چیزهای غمناک، چیزهای آلرژیک (دارای حساسیت) و چیزهای جسمی. میزان استرس در بسیاری از مردم آنقدر زیاد است که حتی تصورّش را هم نمی‌کنند!

استرس چیست؟
همه ما با واژه «استرس» یا فشار روانی آشنا هستیم. استرس هنگامی وجود دارد که شما نگران از دست دادن کارتان هستید، یا نگران تهیه پول برای پرداخت بدهی‌هایتان هستید، یا نگران مادرتان هستید وقتی دکتر به او گفته که به عمل جراحی نیاز دارد. در واقع، برای اغلب ما، واژه استرس مترادف نگرانی است.

امّا بدن ما تعریف گسترده‌تری برای استرس دارد. برای بدن ما استرس مترادف تغییر است. هر چیز که باعث تغییر در زندگی عادی شما بشود، استرس زاست. فرقی نمی‌کند که تغییر «خوب» باشد یا تغییر «بد». هر دو استرس هستند. وقتی که شما منزل ایده‌آلتان را پیدا کرده‌اید و آماده نقل مکان به آنجا هستید، این استرس است. اگر پایتان شکسته است، این هم استرس است. خوب یا بد، اگر تغییری در زندگی شماست، تا جایی که به بدن شما مربوط می‌شود این یک استرس است.

حتی تغییرات تخیلی نیز استرس هستند. (تغییرات تخیلی یعنی تغییراتی که ما در تصوراتمان به آن فکر می‌کنیم و همان چیزی است که ما آن را «نگرانی» می‌نامیم.) اگر می‌ترسید که نتوانید پول کافی برای پرداخت‌ بدهی‌تان تهیه کنید، این استرس است. اگر نگرانید که کارتان را از دست بدهید، این استرس است. اگر فکر می‌کنید که ممکن است در کارتان ترفیع بگیرید، این هم استرس است (هر چند که این یک تغییر خوب است). تغییرات تخیلی در زندگی شما، صرفنظر از این که رویدادی خوب یا بد باشد، استرس‌زاست.

هر چیز که باعث تغییر در روال عادی زندگی روزمره شما گردد، استرس‌زاست.

هر چیز که باعث تغییر در سلامت بدن شما گردد، استرس‌زاست.

تغییرات تخیلی نیز همانند تغییرات واقعی استرس‌زا هستند.

بیائید با هم نگاهی به برخی از انواع استرس بیاندازیم... آنهایی که آنقدر شایعند که شما ممکن است حتی تصوّر استرس‌زا بودن آنها را هم نداشته باشید.

استرس هیجانی
هنگامی که مشاجره، مخالفت و برخورد باعث تغییرات در زندگی شخص شما می‌شود، این استرس است.

بیماری
سرماخوردگی، شکستگی دست، عفونت پوست، کمر درد، همگی اینها تغییراتی در شرایط بدنی شما هستند.

کار کشیدن زیاد از خود
یک منشاء عمده استرس، کار کشیدن زیاد از خود است. اگر شما 16 ساعت در شبانه‌روز کار می‌کنید (یا به میهمانی می‌روید)، در واقع ساعت استراحت خود را کوتاه‌تر کرده‌اید و دیر یا زود، انرژی شما تحلیل رفته و باعث می‌شود که بدن شما نتواند وظیفه ترمیمی خود را به خوبی انجام دهد. به عبارت دیگر، برای بدن شما زمان یا انرژی کافی جهت ترمیم و اصلاح سلولهای شکسته، وجود نخواهد داشت. کار کردن زیاد، باعث ایجاد تغییرات در محیط داخلی بدن شما می‌گردد و در صورتی که به آن ادامه دهید، آسیبها و خسارتهای دائمی به بار خواهد آورد. تلاش بدن برای سالم ماندن در مقابل انرژی زیادی که شما مصرف می‌کنید، یک استرس عمده و مهم است.

عوامل محیطی
آب و هوای خیلی سرد یا خیلی گرم می‌تواند استرس‌زا باشد. زندگی در ارتفاع زیاد از سطح دریا می‌تواند استرس‌زا باشد. هوای آلوده می‌تواند استرس‌زا باشد. همه این عوامل، تهدیدی برای ایجاد تغییر در محیط داخلی بدن شما هستند.

استعمال دخانیات
توتون یک سمّ قوی است. سیگار کشیدن، سلولهایی را که نای، نایژه و ریه‌های شما را تصفیه و تمیز می‌کنند از بین می‌برد. منواکسیدکربن ناشی از کشیدن سیگار باعث مسمومیت مزمن این مادّه می گردد. تنباکو به رگهای بدن لطمه می‌زند و باعث می‌شود که خون کافی به مغز، قلب و اندامهای حیاتی بدن نرسد. کشیدن سیگار، خطر ابتلاء به سرطان را 50 برابر می‌کند.

مسموم کردن بدن با منواکسیدکربن، و بیماریهای جسمی نظیر آمفیزم (اتّساع مجاری ریه در اثر تراکم هوا)، برونشیت مزمن، سرطان و خراب شدن رگها، همه و همه منبع قدرتمندی برای افزایش استرس به زندگی فرد هستند.

عوامل هورمونی

  • بلوغ. تغییرات گسترده هورمونی در دوران بلوغ از عوامل مهم استرس هستند. بدن فرد، تغییر شکل پیدا می‌کند، اندامهای جنسی شروع به فعالیت می‌کنند و هورمونهای جدید به مقدار زیاد آزاد می‌شود. بلوغ، همان گونه که همه می‌دانیم، بسیار استرس‌زاست.
  • تنش پیش از قاعدگی. پس از آن که خانمها به دوران بلوغ می‌رسند، بدن آنها طوری طراحی شده است که با وجود هورمونهای زنانه به بهترین نحو عمل می‌کند. امّا برای خانمهایی که دوران بلوغ را پشت سر گذاشته‌اند، کمبود این هورمونها باعث استرس عمده‌ای می شود. ماهی یکبار، درست قبل از قاعدگی، سطح هورمون زنان به شدّت کاهش می‌یابد. در بسیاری از خانمها، این کاهش سریع سطح هورمونی، استرس‌زاست.
  • پس از بارداری. سطح هورمونی پس از بارداری به شدّت تغییر می‌یابد. پس از زایمان طبیعی یا سقط جنین، به دلیل از دست دادن هورمونهای بارداری، بسیار از خانمها دچار استرس بیش از حد می‌شوند.
  • یائسگی. نوبت دیگری در زندگی زنان وجود دارد که سطح هورمونی کاهش می‌یابد. این دوران یائسگی است. کاهش هورمونها در دوران یائسگی، آهسته و ثابت است. با وجود این، باعث استرس در بسیاری از خانمها می‌گردد.

مسئولیت اعمال کس دیگری را پذیرفتن
هنگامی که مسئولیت اعمال کس دیگری را قبول می‌کنید، تغییراتی در زندگی شما روی می‌دهد که روی آنها یا کنترل کمی دارید و یا اصلاً کنترلی ندارید. پذیرفتن مسئولیت اعمال یک فرد دیگر از عوامل مهم ایجاد استرس است.

 استرس آلرژیک
واکنشهای آلرژیک یکی از سازوکارهای طبیعی دفاع بدن هستند. هنگامی که بدن شما دچار مسمومیت می‌شود، تلاش خواهد کرد که از شرّ آن خلاص شود، به آن حمله کند، یا به نوعی آن را خنثی سازد. اگر چیزی باشد که در بینی شما جای گرفته باشد، ممکن است واکنش بدن شما به صورت عطسه یا آب‌ریزش بینی جلوه‌گر شود. اگر روی پوست شما جای گرفته باشد، ممکن است تاول بزنید. اگر آن را استشمام کرده باشید ممکن است در هنگام تنفس دچار خس‌خس شوید. و اگر آن را خورده باشید احتمال دارد تمام بدن شما کهیر بزند. حساسیت، قطعا استرس زاست زیرا مستلزم تغییرات عمده در مصرف انرژی در بخشی از سیستم دفاعی بدن شما می گردد تا با آن چیزی که بدن به عنوان یک حمله خطرناک توسط سم خارجی در نظر گرفته، مقابله شود.


 
 

قسمت دوم

مقیاس استرس


 
 



مقیاس استرس برای بزرگسالان
در جدول زیر، تغییراتی که در زندگی شما پیش می‌آید و میزان استرسی که هر کدام به زندگی شما می‌افزاید آورده شده است. به رویدادهایی که ظرف 12 ماه گذشته برایتان پیش آمده توجه کنید. سپس، نمره آنها را جمع کنید تا نمره خود را به دست آورید.

استرس

مقدار

مرگ همسر

100

طلاق

60

یائسگی

60

جدا شدن از دوست صمیمی

60

زندانی شدن

60

مرگ یکی از افراد نزدیک خانواده بجز همسر

60

بیماری یا زخمی شدن شدید

45

ازدواج

45

اخراج شدن از محل کار

45

آشتی کردن با همسر یا دوست صمیمی

40

بازنشستگی

40

تغییر در وضعیت سلامتی افراد درجه یک فامیل

40

بیشتر از 40 ساعت کار در هفته

35

باردار شدن یا باردار کردن

35

مشکلات جنسی

35

به دست آوردن یک عضو جدید در خانواده

35

تغییر در سمت کاری یا تغییر شغل

35

تغییر وضعیت مالی

35

مرگ یکی از دوستان نزدیک (بجز افراد خانواده)

30

جرّ و بحث با همسر یا شریک زندگی

30

وام گرفتن برای یک منظور مهم

25

خواب کمتر از 8 ساعت در شب

25

تغییر مسئولیتها در کار

25

مشکل با فرزندان یا فرزندخواندگان

25

دستاورد مهم شخصی

25

شروع یا توقف کار همسر

20

شروع یا خاتمه تحصیل

20

تغییر در شرایط زندگی (میهمان در خانه، تغییر هم اتاقی، تغییر دکورخانه)

20

تغییر در عادتهای شخصی (رژیم غذایی، ورزش، کشیدن سیگار و غیره)

20

حساسیت مزمن

20

مشکل با رئیس

20

تغییر ساعت کاری

15

نقل مکان به منزل جدید

15

دوران پیش از قاعدگی

15

تغییر محل تحصیل

15

تغییر در فعالیتهای مذهبی

15

تغییر در فعالیتهای اجتماعی (کمتر یا بیشتر از سابق)

15

وام کم اهمیت

10

تغییر در بسامد گردهمائیهای خانوادگی

10

تعطیلات

10

نقض جزئی قانون

5

مقیاس استرس برای جوانان

استرس

مقدار

مرگ همسر، پدر یا مادر، نامزد

100

طلاق (برای خودتان یا پدر و مادرتان)

65

بلوغ

65

باردار شدن یا باردار کردن

65

جدا شدن از نامزد

60

زندانی شدن

60

مرگ یکی از افراد خانواده (بجز همسر، پدر و مادر)

60

شکسته شدن رابطه عاطفی

55

برقراری رابطه عاطفی

50

بیماری یا زخمی شدن شدید

45

ازدواج

45

ورود به دبیرستان یا دانشگاه

45

تغییر در استقلال شخصی یا مسئولیتها

45

هر نوع استفاده از مواد مخدّر یا الکل

45

اخراج از کار یا مدرسه

45

آشتی کردن با دوست یا افراد خانواده

40

مشکل در مدرسه

40

مشکل جدّی سلامتی برای اعضای خانواده

40

کار در کنار تحصیل

35

بیش از 40 ساعت کار در هفته

35

تغییر رشته تحصیلی

35

تغییر در بسامد قرار ملاقات

35

مشکلات تنظیم روابط جنسی

35

به دست آوردن یک عضو جدید در خانواده

35

تغییر در مسئولیتهای کاری

35

تغییر در وضعیت مالی

30

مرگ دوستان نزدیک (بجز افراد خانواده)

30

تغییر در نوع کار

30

جرّ و بحث با هم اتاقی، پدر و مادر یا دوستان

30

خواب کمتر از 8 ساعت در شب

25

مشکل با افراد فامیل یا خانواده نامزد

25

دستاورد مهم شخصی (جایزه، نمره ... )

25

شروع یا توقف کار پدر و مادر یا نامزد

20

شروع یا خاتمه تحصیل

20

تغییر در شرایط زندگی (میهمان در خانه، تغییر دکورخانه، تغییر هم اتاقی)

20

تغییر در عادتهای شخصی (شروع یا توقف رژیم غذایی، سیگار کشیدن، ...)

20

حساسیت مزمن

20

مشکل با رئیس

20

تغییر در ساعت کاری

15

تغییر محل زندگی

15

تغییر محل تحصیل (بجز فارغ‌التحصیلی)

15

تغییر در فعالیتهای دینی

15

بدهکار شدن (خود یا خانواده)

10

تغییر در بسامد گردهمائیهای خانوادگی

10

تعطیلات

10

نقض جزئی قانون

5

از شما خواستیم که 12 ماه اخیر زندگی خود را در نظر بگیرید و نمره رویدادهایی که برایتان پیش آمده را جمع کنید. آن چه به دست می‌آید احتمالاً شما را متعجب خواهد ساخت. البته درک این نکته بسیار مهم است که تاثیرات تغییرات عمده در زندگی، برای مدتی طولانی باقی خواهد ماند.

اگر مجموع نمره‌های شما ظرف 12 ماه گذشته 250 یا بیشتر بود، بدین معنی است که استرس بیش از حد به شما وارد شده است. البته این میزان برای افرادی است که از نظر حد تحمل استرس در سطح طبیعی و نرمالی به سر می‌برند وگرنه این میزان برای کسانی که حد تحمل پائینی دارند، در حدود 150 است.

استرس بیش از حد شما را مریض می‌کند. تحمّل فشار بیش از حد استرس، مانند این است که توستر برقی را برای مدت طولانی در حالت روشن نگاه دارید و یا یک نیروگاه اتمی از حداکثر توان مجازش بگذرد. دیر یا زود، چیزی می‌سوزد یا منفجر می‌شود.

این که برای شما چه اتفاقی می افتد به این بستگی دارد که « پیوندهای ضعیف » بدن شما در کجا قرار دارند و این عمدتا یک ویژگی وراثتی است.

در زیر، متداولترین پیوندهای ضعیف در بدن افراد و عوارض استرس بیش از حد بر آنها آورده شده است:

مغز: خستگی، سردرد، افسردگی، حملات اضطراب، اختلال در خواب.

معده: زخم، اسهال، کُلیت.

غدد درون‌ریز : اختلال در عملکرد غدّه تیروئید.

قلب: فشار خون بالا، حمله قلبی، نامنظمی ضربان قلب، سکته.

پوست: خارش، کهیر.

سیستم ایمنی: کاهش مقاومت در برابر عفونت

تاثیرات استرس بیش از حد بر روی معده، غدد درون‌ریز، قلب و پوست از مدتها قبل شناخته شده بود. امّا تاثیرات آن بر روی مغز به تازگی کشف شده است. در واقع، یکی از جالبترین دستاوردهای پزشکی در این دهه، کشف تاثیرات فیزیکی استرس بیش از حد بر روی مغز بوده است. اکنون مشخص شده است که خستگی، سردرد، افسردگی، اضطراب و اختلال در خواب به دلیل سوء عملکرد شیمیایی مغز در اثر استرس بیش از حد است.


 
 

قسمت سوم

پیام‌آوران شیمیایی مغز


 
 

 

اکتشافات جالب از بهار سال 1977 آغاز شد. در آن سال ابزارهایی کشف شد که دانشمندان را قادر می‌ساخت تا به بخشهای داخلی سلولهای عصبی در مغز نفوذ کنند. تقریباً هر روز کشفیات تازه‌ای درباره کارکرد داخلی مغز منتشر می‌شد. ما اکنون می‌دانیم که مواد شیمیایی، پیامها را بین سلولهای مغز رد و بدل می‌کنند. در واقع، به نوعی می‌توان گفت که به سلولهای مغز، امکان «صحبت کردن» با یکدیگر را می‌دهند.

در فعالیت روزانه مغز، میلیاردها پیام ارسال و دریافت می‌شود. پیامهای امیدوارکننده و نوید بخش را «پیام‌آوران شادی» و پیامهای نومید کننده را «پیام‌آوران غم» می رسانند. اغلب مراکز عصبی از هر دو نوع پیام‌آور، ورودی دریافت می‌کنند. تا وقتی که حجم این دو نوع ورودی متعادل باشد، همه چیز به طور عادی پیش می‌رود.

وجود استرس در انسان، مشکلاتی را برای پیام‌آوران شادی در مغز به وجود می‌آورد. هنگامی که زندگی به آرامی پیش می‌رود، پیامهای شاد متناسب با سطح تقاضا دریافت می‌شود. اما هنگامی که استرس در مغز انسان جای گرفته باشد، پیام‌آوران شادی کم کم از برنامه حملشان عقب می‌افتند. و با ادامه استرس، پیامهای شاد رفته رفته دیگر به مقصد نمی‌رسند. در نتیجه، مراکز مهم عصبی عمدتاً پیامهای غمگین دریافت می‌کنند و کلّ مغز تحت تاثیر این فرایند قرار می‌گیرد. در این حالت، شخص در شرایطی از نظر عدم تعادل مواد شیمیایی مغز قرار می‌گیرد که به آن استرس بیش از حد گفته می‌شود.

استرس بیش از حد، احساس بسیار بدی را در انسان به وجود می‌آورد. با غلبه پیامهای غمگین بر پیامهای شاد، شخص احساس «درماندگی» و «از پا افتادن» می‌کند. عوارض آن عبارتند از: احساس خستگی، بیخوابی یا خواب بدون رفع خستگی، کمبود انرژی، انواع دردها و بالاخره لذت نبردن از زندگی. در این شرایط است که فرد دچار افسردگی، اضطراب و عدم توانایی برای تطبیق با شرایط زندگی می‌شود.

عوامل وراثتی
همه افراد توانایی ایجاد و به کارگرفتن پیام‌آوران شادی در مغز را به ارث می‌برند. تا وقتی که شخص بتواند متناسب با استرسهای زندگیش به قدر کافی پیام‌آوران شادی را به وجود آورد، در این صورت استرس برای او هیجان‌انگیز، شادی‌بخش و سرگرم کننده می‌شود و در واقع، بدون آن احساس کسالت و ملال می‌کند.

ولی از سوی دیگر، چنانچه میزان استرس در زندگی فرد آنقدر زیاد باشد که پیام‌آوران شادی را تحت تاثیر خود قرار دهد، رویدادهای بد به سراغ شخص می‌آید: اختلال در خواب، انواع دردها، لذت نبردن از زندگی و حتی ترس و وحشت.

میزان استرسی که فرد می‌تواند تحمّل کند قبل از آن که پیام‌آوران شادی در مغزش دچار سوء عمل و اختلال شوند، «حد تحمّل استرس» نامیده می‌شود. این حد تحمل توسط آنچه که فرد از نظر ژنتیکی به ارث برده است تعیین می‌گردد. اغلب ما به قدر کافی این حد تحمل را به ارث برده‌ایم که بتوانیم با استرسهای روزانه در زندگی کنار بیائیم. با وجود این، همه ما در زندگی خود، دوران کوتاهی از عدم تعادل مواد شیمیایی در مغزمان را تجربه کرده‌ایم. بیخوابی در شب امتحان، ناراحتی و گریه در غم از دست دادن یک دوست یا عضو خانواده، سردرد یا حتی درد قفسه سینه، همه نمونه‌هایی از این حالت هستند. امّا 10٪ از مردم همیشه چنین احساسی دارند.

همان گونه که گفته شد، از هر ده نفر یک نفر حد تحمل استرس پائینی را به ارث برده است. این بدان معنی است که پیام‌آوران شادی او در سطح استرسی که از نظر بقیه مردم «عادی» است، دچار اختلال می‌شوند. نتیجه به ارث بردن چنین حد تحمل استرس پائینی می‌تواند فاجعه‌آمیز باشد. چنین فردی با استرس بیش از حد در طول زندگیش روبرو خواهد بود و ممکن است مشکلاتی از قبیل افسردگی، اضطراب، خستگی، اختلال در خواب و حتی اعتیاد در تمام طول عمر همراهش باشد.

توجه داشته باشید که در مورد 10٪ از کلّ مردم صحبت می‌کنیم و این اصلاً عدد کوچکی نیست. ده درصد از دوستان، آشنایان، کارمندان، همکاران و همه کسانی که دور و بر شما هستند، قادر به تطبیق دادن خود با استرسهای زندگی روزمره نیستند.

برای درک بهتر این که چگونه استرس برای بسیاری از مردم موجب این وضعیت خطرناک و فاجعه‌آمیز می‌شود، بیائید با هم پیام‌آوران شادی در مغز را مورد بررسی قرار دهیم.

 

 
 

قسمت چهارم

سه پیام‌آور شادی


 
 



سه پیام‌آور شادی عبارتند از: سروتونین ( Serotonin )، نورآدرنالین ( Noradrenalin ) و دوپامین ( Dopamin )
در زیر به طور خلاصه به عملکرد این سه ماده شیمیایی مغز اشاره می‌کنیم.

سروتونین

     
  • خواب راحت
    برای آن که شما بتوانید خواب راحتی بکنید، سروتونین باید عملکرد مناسبی داشته باشد. در واقع، سروتونین مسئول اطمینان یافتن از این مسأله است که فیزیولوژی بدن شما برای خواب تنظیم شده باشد. اگر سروتونین کارش را به خوبی انجام ندهد، شما هر چقدر هم که تلاش کنید نخواهید توانست خواب آسوده و راحتی بکنید.
  • تنظیم ساعت بدن
    درون مغز همه ما «ساعت» دقیقی قرار دارد. این ساعت مانند رهبر ارکستر عمل می‌کند. همان‌گونه که رهبر ارکستر باعث می‌شود تا تمام سازها با ریتم یکنواختی بنوازند، ساعت بدن نیز تمام کارهای مختلف بدن شما را هماهنگ کرده و آنها را با ریتم یکسانی به حرکت در می‌آورد. ساعت بدن در اعماق مرکز مغز و در میان گروه کوچکی از سلولها که به نام غدّه صنوبری ( Pineal Gland ) معروفند، قرار دارد. درون غدّه صنوبری، منزلگاه پیام‌‌آور سروتونین است که محرّک اصلی ساعت بدن می‌باشد. هر روز، سروتونین از نظر شیمیایی به ترکیب دیگری به نام مِلاتونین ( Melatonin ) تبدیل می‌شود و سپس ملاتونین دوباره به سرتونین تبدیل می‌گردد. این چرخه، دقیقاً 25 ساعت طول می‌کشد و این ساعت بدن شما را تشکیل می‌دهد. بیست و پنج ساعت؟ بله. اگر شرایط محیطی تغییر نکند این چرخه 25 ساعت به طول می‌انجامد. امّا اگر شخص در یک محیط طبیعی با تغییرات روشنایی روز و تاریکی شب قرار داشته باشد، غدّه صنوبری به طور خودکار، خود را با 24 ساعت شبانه‌روز تنظیم می‌کند. یعنی غدّه صنوبری به طور خودکار چرخه‌اش را با طول یک شبانه‌روز در کره زمین تطبیق می‌دهد. کلّ فرایند تنظیم ساعت بدن با ساعت کره زمین در حدود سه هفته طول می‌کشد.

    چرخه 24 ساعته بدن از اهمیت زیادی برخوردار است و خواب و بیداری شما را تنظیم می‌کند. هر شامگاه، ساعت بدن، فیزیولوژی شما را برای خواب تنظیم می‌کند و پس از مدتی، ساعت بدن، فیزیولوژی شما را برای بیدار شدن تنظیم می‌نماید. آنگاه شما از خواب بیدار شده و احساس تازگی و سرحالی می‌کنید. همان گونه که پیش از این گفتیم، ساعت بدن، هماهنگ کننده ارکستر فیزیولوژیک شماست. سه نوازنده اصلی این ارکستر عبارتند از: دمای بدن، هورمون استرس ستیز و چرخه‌های خواب شما. هر یک از این سه عامل باید توسط ساعت بدن به نحو مناسبی هماهنگ گردند تا شما بتوانید خواب راحتی کنید و سرحال از خواب بیدار شوید.
  1. ساعت بدن و دمای بدن شما
    هر 24 ساعت، دمای بدن شما در یک چرخه از بالا به پائین و بالعکس، در حدود یک درجه تغییر می‌کند. هنگامی که زمان بیدارشدن و فعّال شدن است، دمای بدن شما کمی افزایش می‌یابد و هنگامی که موقع خوابیدن است، دمای بدن کمی کاهش می‌یابد. به همین دلیل است که برای اغلب افراد، خوابیدن در شبهای بسیار گرم، خیلی سخت است. برای آن که شخص بهترین خواب را داشته باشد، ترموستات بدن باید درجه حرارت را در شب، کمی پائین بیاورد. این زمانبندی توسط ساعت بدن شما تنظیم می‌گردد.

  2. ساعت بدن و هورمون استرس ستیز شما
    در بدن ما هورمونی به نام کورتیزول ( Cortisol ) وجود دارد که وظیفه‌اش مقابله با استرس است. هنگامی که ترشح کورتیزول زیاد است، بدن در «وضعیت جنگی» قرار می‌گیرد و برای مقابله با شرایط استرس‌زا آماده می‌شود. به طور معمول، شبها که فرد برای آسودن و خوابیدن آماده می‌شود، سطح کورتیزول به نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد. همانند دمای بدن، بالا و پائین رفتن سطح هورمون استرس ستیز شما نیز باید در طول 24 ساعت به نحو مناسبی تنظیم شود تا شما بتوانید خواب راحتی بکنید و سرحال از خواب بیدار شوید.

  3. ساعت بدن و چرخه‌های خواب شما
    پس از خوابیدن، خواب فرد عمیقتر و عمیقتر می‌شود تا سرانجام به مرحله خواب کاملاً عمیق می‌رسد. سپس خواب او سبکتر و سبکتر می‌شود تا فرد به مرحله خواب دیدن می‌رسد. آنگاه کل این چرخه دوباره تکرار می‌شود. زمان این چرخه حدوداً 90 دقیقه به طول می‌انجامد. در اوایل شب، مدّت زمان بیشتری از این چرخه در مرحله خواب کاملاً عمیق می‌گذرد و به تدریج، هر چه به صبح نزدیکتر می‌شویم، زمان صرف شده در این مرحله کاهش می‌یابد و زمان بیشتری در مرحله خواب دیدن صرف می‌شود. برای آن که فرد خواب راحتی داشته باشد، این الگوی خواب باید به نحو مناسبی برقرار گردد. و البته این چرخه توسط ساعت بدن شما تنظیم می‌گردد.
  • استرس خواب شما را از بین می‌برد.
    ساعت بدن برای تنظیم‌ هارمونی مناسب دمای بدن، هورمون استرس‌ستیز و چرخه‌های خواب شما نقش اساسی دارد. به عبارت دیگر، برای آن که خواب راحتی داشته باشید و سرحال از خواب بیدار شوید، ساعت بدن شما باید به خوبی عمل کند. سروتونین، که یکی از پیام‌آوران شادی است، محرّک اصلی ساعت بدن شماست. اگر استرس باعث کاهش سروتونین گردد، حرکت ساعت بدن شما متوقف می‌شود یا با اختلال روبرو می‌گردد. بنابراین، نعمت خواب راحت را از دست خواهید داد.
از آنجا که معمولاً سروتونین نخستین پیام‌آور شادی است که تحت استرس از کار می‌افتد، نخستین علامت استرس بیش از حد، معمولاً عدم توانایی در داشتن خواب راحت است.

نورآدرنالین: انرژی بخش
به احتمال زیاد، همه شما نام «آدرنالین» را شنیده‌اید. هنگامی که می‌ترسید، آدرنالین از غدد آدرنال به جریان خون شما سرازیر می‌شود. ضربان قلب شما تندتر می‌شود، جریان خون از پوست و روده‌ها به سمت عضلات منحرف می‌گردد و عرق بر روی پیشانی و کف دستتان ظاهر می‌شود. به عبارت دیگر، بدن شما برای «مقابله» آماده می‌شود. نورآدرنالین که از خانواده آدرنالین است، یکی از پیام‌آوران شادی است و وظایف بسیار مهمی در سیستم اعصاب دارد. یکی از این وظایف که در اینجا بیشتر مورد نظر ماست، نقش نورآدرنالین در تنظیم سطح انرژی است. عملکرد مناسب نورآدرنالین در مغز برای احساس انرژی داشتن ضرورت دارد.

افرادی که فاقد نورآدرنالین کافی باشند، رفته رفته خموده و کسل می‌شوند و انگار انرژی برای انجام هیچ کاری ندارند. فعالیت مغز با نورآدرنالین کم، همانند حرکت ماشین با باتری خراب است. دیر یا زود، ماشین روشن نخواهد شد.

دوپامین: شادی و درد شما
همان گونه که احتمالاً می‌دانید، مرفین و هروئین، قویترین مواد شناخته شده برای رهایی از درد و ایجاد سرخوشی هستند. مدتها اعتقاد بر این بود که آنها رفتاری مشابه به یک مادّه شیمیایی ناشناخته ولی طبیعی بدن دارند. اما پیشرفتهای تکنولوژیکی اخیر به کشف مولکولهای طبیعی «شبه مرفین» انجامیده است که در مغز همه ما تولید می‌شود. آنها که اندورفین( Endorphins ) نامیده می‌شوند، مسئول تنظیم لحظه به لحظه آگاهی ما نسبت به درد هستند.

به نظر می‌رسد که با کشف اندورفین، سازوکار طبیعی بدن برای تنظیم درد مشخص شده باشد. به احتمال زیاد، میزان مشخصی از اندورفین همواره در بدن ترشح می‌شود. این میزان ترشح، تحت شرایط خاصی افزایش می‌یابد و باعث می‌شود که فرد حساسیت کمتری نسبت به درد داشته باشد. و بر عکس، تحت شرایطی کاهش می‌یابد و شخص را بیشتر از معمول نسبت به درد حساس می‌سازد.

سطح مختلف اندورفین در افراد بیانگر این واقعیت است که چرا آنها در برابر محرکهای مشابه درد، عکس‌العملهای متفاوتی نشان می‌دهند. در تجربیات پزشکی بسیار دیده شده است که یکنفر با یک آسیب‌دیدگی خاص، ناراحتی اندکی داشته در حالی که فرد دیگری با همان آسیب‌دیدگی، بسیار بیقراری و ابراز ناراحتی می‌کرده است.

حال به سومین پیام‌آور شادی، یعنی دوپامین برگردیم. به نظر می‌رسد که تمرکز دوپامین بر آن ناحیه‌ای از مغز است که درست همجوار محلی است که سازوکار آزادسازی اندورفین قرار دارد. هنگامی که عملکرد دوپامین دچار اختلال گردد، عملکرد اندورفین هم مختل می‌شود. بنابراین، هنگامی که استرس زیاد باعث اختلال در عملکرد دوپامین شود، مقاومت طبیعی بدن در برابر درد نیز از دست خواهد رفت.

دوپامین همچنین «مرکز خوشی» در بدن شما را اداره می‌کند. این ناحیه‌ای از مغز شماست که به شما اجازه می‌دهد تا از زندگی لذت ببرید. هنگامی که استرس، کار دوپامین را مختل کند، مرکز شادی غیرفعال می‌گردد و فعالیتهای شادی بخش دیگر خاصیت‌شان را از دست می‌دهند. با سوء عمل جدّی دوپامین / اندورفین، زندگی دردناک و خالی از هرگونه شادی خواهد شد.

پیامدهای استرس بیش از حد
هنگامی که سطح استرس به اندازه‌ای برسد که پیام‌آوران شادی را دچار اختلال سازد، چه اتفاقی می‌افتد؟ و چه احساسی در شما به وجود می‌آید؟

نخست آن که ساعت بدن شما از کار می‌افتد. در نتیجه، خوابیدنتان با اشکال روبرو می‌شود و در طول شب چندبار از خواب بیدار می‌شوید و صبح که از خواب برمی‌خیزید بهیچوجه احساس نمی‌کنید که خستگی از تن‌تان در رفته است.

دیگر آن که در خود احساس کمبود انرژی می‌کنید. کمبود تمایل به بیرون رفتن و انجام دادن کاری و کمبود علاقه به دنیای خارج.

سوم آن که احساس درد و ناراحتی می‌کنید. شایعترین دردها در این حالت عبارتند از درد قفسه سینه، شانه‌ها، پشت و گردن. به همراه افزایش حساسیت نسبت به درد، حس لذت بردن از زندگی نیز کاهش خواهد یافت. چیزهایی که پیش از این، سرگرم کننده و شادی‌بخش بودند دیگر این چنین نخواهند بود.

هنگامی که همه این عوارض با هم به سراغ شما آید، دیگر زندگی به نظر شما لذت بخش نخواهد بود. در این حالت است که ممکن است خیلی زود و بابت هرچیز گریه کنید و احساس «افسردگی» نمائید.

پس از این تغییرات عجیب در سیستم بدن شما، احساس اضطراب نیز کاملاً عادی است. چرا خوابم نمی‌برد؟ چرا همیشه درد دارم؟ آیا مشکل قلبی دارم؟ چه بلایی دارد سرم می‌آید؟ در خلال این دوران است که حس می‌کنید نفستان خوب بالا نمی‌آید و دچار درد در ماهیچه‌ها و عضلات قفسه سینه می‌شوید. حتی ممکن است دچار سرگیجه، درد معده و اسهال هم بشوید. استرس باعث می‌شود که بدن شما به نحو عجیب و پیچیده‌ای رفتار کند. تحت این شرایط، اضطراب اصلاً غیرعادی نیست.

همان گونه که قبلاً گفته شد، ده درصد جمعیت جهان دچار استرس بیش از حد هستند. در گذشته، علّت این امر ناشناخته بود و غالباً گفته می‌شد که این افراد دارای «بیماری روانی» هستند. امّا دنیای پزشکی اکنون تشخیص داده است که این عوارض ناشی از اختلال در عملکرد پیام‌آوران شادی است. و این اختلال به نوبه خود در اثر استرس بیش از حد است.

 
 

قسمت پنجم

نیروبخش‌ها


 
 

 

هنگامی که احساس ناراحتی می‌کنید، به طور طبیعی سعی می‌کنید کاری کنید که حالتان بهتر شود. معمولاً پیرامون ما انسانها چیزهایی وجود دارد که با خوردن، آشامیدن، بو کردن و یا تزریق کردن آنها حالمان موقتاً بهتر می‌شود. تمام این چیزها که ما آنها را «نیروبخش» می‌نامیم به طور شیمیایی سطح یکی یا چند تا از پیام‌آوران شادی را بالا می‌برند و کمک می‌کنند تا به طور موقت تعادل به مغز شما باز گردد.

هشدار: استفاده از نیروبخش‌ها برای مقابله با استرس بیش از حد، کار نادرستی است!! آنها دوام چندانی ندارند و مشکل آفرین هستند.

حال ببینیم این نیروبخش‌ها چه هستند:

قند
ما به طور خلاصه گلولز، لاکتوز، فروکتوز و ساکاروز را قند می‌نامیم. همه آنها ملکولهای ریزی هستند که به سادگی جذب بدن می‌شوند و قند خون را بالا می‌برند.افزایش ناگهانی قندخون، به بالا رفتن فوری سطح پیام‌آوران شادی منجر می‌شود. قند یا شکر، متداولترین نیروبخش است.

کافئین
کافئین، داروی محرّک مغز است که از سیستم گردش خون شما جدا شده وارد مغز می‌گردد و سطح پیام‌آوران شادی را بالا می‌برد. ما همگی از خاصیت انرژی بخش کافئین آگاهیم و به همین دلیل کافئین دومین نیروبخش از نظر گستردگی استفاده است. تذکر این نکته مهم است که کافئین نه تنها در قهوه بلکه در شکلات، آب معدنی گازدار و انواع چای یافت می‌شود.

الکل
نوشیدن الکل، تقویت کننده قوی پیام‌آوران شادی در مغز است. به عملکرد ساعت بدن کمک می‌کند و در نتیجه فرایند خواب رفتن را تسهیل می‌کند. به مردم کمک می‌کند که احساس انرژی داشتن بیشتری بکنند، حس درد را کاهش و سرخوشی را افزایش می‌دهد. الکل از نظر گستردگی استفاده سومین نیرو‌بخش‌ است.

جالب است بدانید که انواع مختلف حلال‌ها هم می‌توانند اثر مشابهی با الکل داشته باشند. بخار این حلال‌ها وقتی که استنشاق شود وارد خون می‌گردد و مستقیماً بر روی مغز اثر می‌گذارد. سطح پیام‌آوران شادی را بالا می‌برد و درست مثل سایر نیرو‌بخش‌ها عمل می‌کند. بسیاری از حلال‌ها مثل: چسب، مایع پاک‌کننده، رنگهای روغنی و ... چنین اثری دارند. این مطلب را از آن جهت گفتیم که بسیاری از افرادی که در محل کارشان با این حلال‌ها سروکار دارند نمی‌دانند که آنها مستقیماً بر روی مغزشان اثر می‌گذارند.

توتون، کوکائین و هروئین
این مواد شیمیایی مستقیماً سطح پیام‌آوران شادی را بالا می‌برند. آنها به طور گسترده‌ای استفاده می‌شوند و فوق‌العاده خطرناک و آسیب‌رسان هستند.

آدرنالین بدن خودتان
همان گونه که قبلاً گفتیم، هنگامی که بدن آماده دفاع از خود می‌شود یا هنگام فعالیت و دویدن، هورمونی به نام آدرنالین از غدد آدرنال آزاد می‌گردد که عملکرد نورآدرنالینی مغز را تقویت می‌کند.

بسیای از مردم از آزاد شدن آدرنالین خود به عنوان نیروبخشی که برای احساس سلامتی به آن نیاز دارند استفاده می‌کنند. یک نمونه بارز، کسانی هستند که به کار کردن اعتیاد دارند. این افراد دچار استرس بیش از حد هستند و به جای آن که سعی کنند بار استرس خود را کاهش دهند، روزی 16 تا 20 ساعت کار می‌کنند و میزان آزادشدن آدرنالین در بدن خود را به حداکثر می‌رسانند.

نمونه دیگر را می‌توان در بین کسانی دید که به طور افراطی به ورزش یا قمار روی می‌آورند. اکثر آنها دچار استرس بیش از حد هستند و به جای کاهش سطح استرس خود، از آدرنالین خود برای بالا بردن سطح پیام‌آوران شادی در مغزشان استفاده می‌کنند.

نحوه استفاده از نیروبخش‌ها