پرفسور «فريتس هن» استاد دانشگاه هايدلبرگ آلمان پيرامون ديدگاههاى علمى کنونى در رابطه با علل بيمارى افسردگى در جوامع بشرى گفت: استرس اصلىترين عامل در محيطهاى زندگى و اجتماعى در پيدايش بيمارى افسردگى است.
اين روانشناس آلمانى در گفت و گو با ايرنا در برلين با برشمردن نمونه هايى از تاثير مستقيم استرس بر بروز افسردگى، افزود : در دوران فروپاشى کشورهاى کمونيستى در سال۱۹۸۹ و تعطيلى بسيارى از کارخانه ها و شرکتهاى بزرگ در بلوک شرق، بسيارى از کارگران به ويژه مردان بالاى۵۰ سال که بيکار شده بودند با بحرانهاى شديد روحى ناشى از استرس روبرو شدند.
«هن»که از سال ١٩۹۴، رييس موسسه مرکزى «براى سلامتى روانى» در شهر مانهايم آلمان نيز است، گفت: پيوندهاى اين افراد که ساليان متمادى در يک محيط اجتماعى کار و تردد داشتند به طور ناگهان قطع شد و اين امر باعث
گرديد که آمار افسردگى و خودکشى افزايش يافته و در برخى از کشورها حتى دو تا سه برابر افزايش يابد. رييس کلينيک روانشناسى و روان درمانى در موسسه مرکزى «براى سلامتى روانى» همچنين با بيان اينکه اين مسائل بدين معناست که افسردگى رابطه بسيار نزديکى با فاکتور استرس دارد، تصريح کرد: صرفا عوامل خانوادگى و مادى در ابتلاء به افسردگى دخالت ندارد.
هن افزود: چنين به نظر مىرسد که ساختارهاى اجتماعى با ثبات به مراتب بهتر از ساختارهايى هستند که بسرعت تغيير مىکنند زيرا همواره امنيت بهتر از ناامنى و بىثباتى است.
اين صاحب نظر آلمانى همچنين پيرامون افزايش افسردگى در قشر جوان گفت :من فکر مىکنم که انتظارات زياد از اين قشر از علل مهم بروز افسردگى در قشر جوان است.
هن افزود: طبيعى است که والدين فرزندى که در يک قشر متوسط مالى و اجتماعى بزرگ شده است انتظار دارند که وى سريعا در مدرسه پيشرفت داشته و وارد دانشگاه شود، بدين خاطر بسيار زود بر روى فرزند فشار وارد مىکنند.
اين متخصص آلمانى که مسوول آزمايشگاه بيوشيمى در موسسه مرکزى «براى سلامتى روانى» نيز است، گفت: اين در حالى است که برخى از فرزندان مىتوانند اين فشار را تحمل کنند و برخى ديگر نمىتوانند.
وى افزود: از سوى ديگر وجود بيکارى که امکانات خانواده ها را محدود مىکند نيز باعث افزايش فشار بيشتر بر روى اعضاء خانواده و در نتيجه افزايش بيمارى افسردگى مىشود.
اين روانشناس ، درباره امکان درمان افسردگى، و موثرترين روش درمان اين بيمارى نيزگفت: اين امر به درجه شدت بيمارى فرد بستگى دارد.
وى خاطر نشان کرد: داده هاى علمى نشان مىدهد که روان درمانى و دارو براى افسردگى با درجه متوسط مفيد است اما روان درمانى صرف براى اين نوع افسردگى موثر نخواهد بود.
هن با بيان اينکه دارو براى افسردگيهاى شديد تاثير بسيار مطلوبى ندارد افزود: اما ۹ نفر از ۱۰ مبتلاء به افسردگى شديد مىتوانند با روش درمان از طريق القاء تشنج الکتريکى (اى.کا.تى.) بهبود يابند.
استاد دانشگاه هايدلبرگ با تشريح روش القاء تشنج الکتريکى گفت: از آنجا که نازيها در آلمان از اين روش در دوران هيتلر براى شکنجه استفاده کرده اند پس از پايان اين دوران از اين روش ديگر استفاده اى نشده بود.
هن افزود: اما يک محقق در اين ميان روش القاء تشنج الکتريکى را براى درمان بيمارى صرع موثر دانست.
هن پيرامون روش القاء تشنج الکتريکى اظهار داشت: در اين روش مبتلايان به افسردگى شديد يک بيهوشى کوتاه مدت و۲۰ دقيقه اى دريافت مىکنند که در اين مدت ماهيچه ها از فعاليت کافى برخوردار نيستند و فرد از طريق دريافت
برق الکتريکى و حتى برق مغناطيسى، يک تشنج و تکانه در مغز دريافت مىکند.
اين صاحب نظر آلمانى افزود: چنانچه اين روش سه بار در هفته و به مدت چند هفته بر روى فرد اعمال شود مىتوان بخش بزرگى از افسردگيهاى شديد را درمان کرد.
هن اضافه کرد: اما از آنجا که افسردگى يک بيمارى قابل برگشت است، روش درمان از طريق القاء تشنج الکتريکى قادر است اين بيمارى رامتوقف کند اما چون القاء تشنج الکتريکى دائمى نيست افسردگى مىتواند دوباره بازگردد.
وى، درباره تاثير فعاليتهاى هنرى و يا توجهات دينى بر درمان افسردگى گفت: اين موارد مىتوانند براى درمان مفيد باشند.
وى تصريح کرد: طبيعى است که وجود ثبات در يک جامعه مىتواند باعث کاهش استرس شود اما جامعه بىثبات و ناراضى دو امکان «طغيان و انقلابى شدن» و يا خمودگى و در نتيجه افسردگى در پيش روى دارد.
استاد دانشگاه هايدلبرگ همچنين اظهار داشت: آمار و داده ها نشان مىدهدکه چنانچه دولت و حکومت شرايطى براى بهبود موقعيت اقتصادى ايجاد کند افسردگى و همچنين نرخ خودکشى در جامعه نيز کاهش خواهد يافت
.
هن افزود: هم چنين وقتى حکومت با ايجاد ساختارهاى باثبات در اجتماع براى بهبود مدرسه، آموزش و ثبات اقتصادى تلاش مىکند، بروز افسردگى و خودکشى نيز کاهش خواهد يافت.
رييس موسسه مرکزى «براى سلامتى روانى» در پايان اين گفت و گوى اختصاصى، امکان دريافت فرصت شغلى پس از فارغ التحصيل شدن را نيز در بروز يا عدم بروز افسردگى بسيار مهم خواند و گفت: چنانچه فرد بداند که پس از
فارغ التحصيلى نيز فرصت شغلى ندارد، برايش بسيار غم انگيز خواهد بود و اين مسأله زمينه ساز افسردگى خواهد شد.