پرفسور «هنينگ شاونبورگ» از دانشگاه گوتينگن آلمان گفت: داروهای ضد افسردگی تنها بر افسردگيهاى متوسط و ۵۰ تا ۶۰ درصدى تاثير مثبت دارند اما بر روى افسردگيهاى شديد هيچگونه تاثيرى ندارند. اين متخصص آلمانى روز چهارشنبه درگفت وگو با ايرنا دربرلين پيرامون موثرترين روشهاى درمان اين بيمارى نيز افزود: افرادى که داراى افسردگى معمولى همراه با نااميدى و دل شکستگى و يا تفکر خودکشى هستند را مىتوان با روان درمانى و يا داروهاى ضد افسردگى به خوبى درمان کرد. شاونبورگ با تاکيد بر اينکه داروهاى ضد افسردگى بهيچوجه فرد را معتاد نمىکنند اظهار داشت: در تعداد بسيار کمى از اين نوع داروها اين احساس پس از قطع مصرف دارو وجود دارد اما اين احساس بندرت در افراد بيمار بروز پيدا مىکند. وى تصريح کرد: ادعاى معتاد شدن به داروهاى ضد افسردگى يکى از سخت ترين پيش قضاوتيهاى موجود در جوامع پيرامون اين نوع داروهاست. اين کارشناس آلمانى تدابيرى چون ترک امور روزمره براى کمک به درمان افسردگى را نيز يک ريسک و خطر قلمداد کرد و افزود: پزشک اغلب به بيمارانى که از استرس روزانه شکوه مىکنند خروج از امور روزمره را توصيه مىکند اين در حاليست که اين افراد از افسردگى رنج مىبرند.
شاونبورگ که از سال ۱۹۹۳ ميلادى رييس پزشکان کلينيک روان درمانى دانشگاه گوتينگن است افزود: مسائلى چون بيکارى قشر جوان در بروز افسردگى در سطح جوامع و به ويژه قشر جوان نقش جدى ايفاء مىکند. اين روانشناس گفت: تبهکارى، رويکرد به مواد مخدر و حتى مصرف سيگار از ديگر عوامل براى پيدايش افسردگى در جامعه است. شاونبورگ همچنين روش درمان افسردگى جوانان با بزرگسالان را متفاوت خواند و اظهار داشت: هر چه سن مبتلايان به افسردگى پايين تر باشد اهميت درمان آنها از طريق روان درمانى نيز بيشتر مىشود.
شاونبورگ که چندين سال عضو علمى کلينيک روانشناسى و عصب شناسى دانشگاه گوتينگن بوده است افزود: در برخى از موارد حتى با ۵ تا۱۰ جلسه صحبت با جوان، مشکل افسردگى وى حل مىشود و روند زندگى جوان تغيير مىکند اما
چنانچه جوان مبتلا به يک افسردگى شديد باشد بايد از داروى ضد افسردگى استفاده نمايد. وى پيرامون ريشه هاى شايع بروز افسردگى درانسان خاطر نشان کرد: از نظر علمى ثابت شده است که بسيارى از موارد افسردگى در بزرگسالان ريشه در عوامل و رويدادهاى خطرناک در زمان کودکى دارند.
اين روانشناس آلمانى با بيان اينکه انجام يک برنامه جامع روان درمانى براى رفع مشکل افسردگى بسيار ضرورى است افزود: يک روان درمانى خوب و مطلوب باعث مىشود که فرد مبتلا به افسردگى بتواند ضعفهاى خود را بهتر
شناخته و بداند که در چه جاهائى بايد احتياط کند و چه چيز نيز در زندگى روزمره براى وى مهم است. اين کارشناس امور روانشناسى خانواده پيرامون مشخصه هاى يک روان درمانى مطلوب نيز تصريح کرد: ايجاد يک محفل و دائره دوستى با دوام، منزوى نکردن خويش در شرايط و موقعيتهاى معينى از زندگى و برخورد تهاجمى با زمينه هاى بيمارى افسردگى از جمله تدابير پيشگيرى براى ابتلا به افسردگى هستند.
شاونبورگ پيرامون ديدگاههاى علمى کنونى در رابطه با علل بيمارى افسردگى در جوامع بشرى گفت: محيط زيست، تعاملات اجتماعى و عوامل ژنتيکى هريک نقش موثرى در پيدايش و بروز بيمارى افسردگى دارند. وى خاطر نشان کرد: از يک سو، بروز افسردگى در برخى خانواده ها چشم گير است اما از سوى ديگر نمىتوان تاثيرات ژنتيکى را مسوؤل افزايش ناراحتيهاى روانى از جمله افسردگى دانست. به اعتقاد شاونبورگ: پژوهشهاى بيولوژيکى نشان مىدهند که تاثيرات محيط زيست در افسردگى حتى از فاکتورهاى ژنتيکى نيز موثرتر هستند. شاونبورگ که مقالات تحقيقى فراوانى پيرامون افسردگى درنشريات مختلف علمى و روانشناسى درآلمان منتشر کرده است درباره نقش استرس در تشديد
افسردگى نيز گفت: استرس و نااميدى مزمن مىتواند باعث تغييرات معينى در مغز شود و زمينه هاى تشديد گسترده نااميدى وافسردگى را نيز باعث شود بطوريکه حتى مىتوان اين تغييرات را در سطح بدن نيز مشاهده
کرد.
شاونبورگ پيرامون ديدگاه پرفسور براون متخصص عصب شناسى از دانشگاه ماگدبورگ آلمان که معتقد است نبود يک توازن بين دو عنصر «زروتومين» و «دوپامين» در بدن باعث ناراحتيهاى روانى مىشود گفت: پژوهشگران و متخصصين
مىدانند که داروهاى ضد افسردگى صرفا از يک تاثير نسبى برخوردارند. شاونبورگ وضعيت جسمى فرد در گذشته را نيز يکى از علتهاى اينگونه بروز بى توازنيهاى روحى در فرد خواند و افزود: طبيعى است که شرايط محيط زندگى
نيز در امر بروز افسردگى نقش دارند. اين پزشک روانشناس با بيان اينکه افسردگى را مىتوان با دارو مداوا
کرد گفت: در تجويز دارو بايد احتياط کرد زيرا هر روانشناسى نيز مىداند که دارو براى همه انسانها به يک تناسب تاثير نمىگذارد. شانبورگ اظهار داشت: ترک امور روزمره بر روى مبتلايان به افسردگى تاثير منفى دارد زيرا که فرد بايد از کليه پيوندهاى اجتماعى که به آنها تکيه کرده است دور شود. اين متخصص روان درمانى افزود: اغلب پيش آمده است که فرد مبتلا به افسردگى به توصيه پزشک به مرخصى رفته اما اين توصيه مفيد نبوده و تمايل به خودکشى در فرد افزايش يافته است.
شاونبورگ پيرامون تاثير فعاليتهاى هنرى و يا توجهات دينى بر درمان افسردگى گفت: طبيعى است که اين تاثير بسيار متفاوت است و به فرد بستگى دارد زيرا اين امور صرفا زمانى مفيد هستند که بتواند به فرد نيرو بدهد. اين کارشناس آلمانى همچنين پيرامون افزايش افسردگى در قشر جوان گفت : چشم اندازهاى نامناسب در امور کار و زندگى، خطر و ريسک افسردگى را افزايش مىدهد.