پروفسور آلمانى: توارث نقش مهمى در بروز افسردگى دارد
1383/09/17
پروفسور «اولريش هگرل» استاد دانشگاه مونيخ روز سه شنبه در گفت و گو با ايرنا، نقش توارث را در بروز افسردگى مهم دانست.
هگرل که از اساتيد کلينيک روان درمانى و روانشناسى دانشگاه مونيخ است در خصوص علل بروز افسردگى گفت: چنانچه خويشاوندان درجه اول هرفرد مبتلا به افسردگى، سابقه اين بيمارى را داشته باشند خطر ابتلاى ساير بستگان و افرادخانواده آن فرد نيز به اين بيمارى ۲ تا ۳ برابر بيشتر خواهد بود.
اين روانشناس آلمانى افزود: از آنجا که در مسأله افسردگى ناشى از توارث نيز صرفا بحث يک ژن مطرح نيست، غيرفعال نمودن يک يا چند ژن نيز نمىتواند به درمان مستقيم اين بيمارى کمک خاصى کند.
وى که مدير بخش فيزيولوژى عصب در کلينيک دانشگاه مونيخ نيز است اظهار داشت: ژنهاى زيادى که برخى از آنها حتى ناشناخته هستند در تاثير متقابل با يکديگر و در ارتباط با فاکتورهاى محيط اطراف و زندگى نقش ايفا مىکنند.
هگرل موثرترين روش درمان افسرگى را استفاده از داروهاى ضد افسردگى دانست و افزود: داروهاى ضد افسردگى در مطالعات بسيار سخت و دقيق مورد بررسى قرار گرفته اند و تاثير مطلوبى بر شخص بيمار برجاى مىگذارند و در
عين حال فرد را معتاد نمىکند و شخصيت وى را نيز تغيير نمىدهد.
اين روانشناس که از سال ۲۰۰۰ ميلادى عضو کميسيون دارو در آلمان است تصريح کرد: مبتلايان ممکن است در ابتداى مصرف داروى ضد افسردگى شاهد برخى عوارض جانبى دارو باشند اما به مرور متوجه خواهند شد که وضعيت آنها رو به
بهبود است.
وى تاکيد کرد: داروى ضد افسردگى، معجزه نمىکند و روى هر فردى نيز به سرعت تاثير نخواهد گذاشت بلکه فرد بايد حداقل دو هفته منتظر بماند و در صورتيکه تاثير مثبت نديد با مراجعه به پزشک درخواست تعويض دارو کند.
هگرل در مورد اينکه آيا در کنار مصرف دارو به روان درمانى نيز نياز است ؟ گفت: درمان قطعى افسردگى خواه ناخواه سخت است و در صورتيکه فردى يک بار افسردگى داشته و درمان شده است، خطر بالايى براى ابتلاى دوباره دارد و
نمىتوان او را صرفا با روان درمانى معالجه کرد.
اين کارشناس آلمانى خاطر نشان کرد: با استفاده از داروهاى ضد افسردگى مىتوان خطر بازگشت مجدد اين بيمارى را حتى تا ۷۰ درصد کاهش داد.
وى که از سال ۲۰۰۲ ميلادى رييس «جامعه اختلالات اجبارى آلمان» است افزود: اما برخى مطالعاتى نيز ثابت مىکند که معالجه طولانى مبتلايان به افسردگى از طريق روان درمانى نتايج مثبتى براى ممانعت از بازگشت مجدد بيمارى
در فرد مبتلا درپى داشته است.
«هگرل» همچنين نسبت به تجويز برخى از داروهاى ضد افسردگى براى کودکان و نوجوانان هشدار داد و گفت: با توجه به اينکه تاثيرات جانبى اين نوع داروها به طور دقيق بررسى نشده است، تجويز آن براى کودکان و نوجوانان نيز بايد به طور دقيق و با تامل انجام گيرد.
اين پروفسور آلمانى در پاسخ به اين پرسش که آيا روش درمان افسردگى کودکان و نوجوانان با بزرگسالان تفاوت دارد؟ اظهار داشت: افسردگى در نوجوانان و کودکان به سختى قابل تشخيص است و وجود اين بيمارى در اين قشر
اغلب خود را به طور روشن نشان نمىدهد.
وى افزود: ميزان تاثير داروهاى ضد افسردگى در نوجوانان و کودکان را نيز نمىتوان به طور دقيق متوجه شد به اين خاطر اغلب تلاش مىشود تا از راههاى ديگر از جمله روان درمانى اين قشر را درمان نمود.