زمانى كه فرزند نوجوان شما تا پاسى از روز مى خوابد و زمانى هم كه بيدار مى شود كسل و خسته است؛ عموماً بدخلق بوده و احساس دلتنگى مى كند؛ خودش را در اتاقش پنهان مى كند و از حضور در جمع اجتناب مى نمايد. آيا فردى با چنين خصوصياتى را نوجوان مى ناميد؟
متخصصين اعصاب بر اين گمان هستند كه مغز نوجوانان به گونه اى طراحى شده كه دچار تلاطم و گردنكشى مى شوند و در آن دوره از خانواده دورى مى گزينند. چنين تمايلاتى ممكن است منجر به جدا شدن فرزند از والدينشان شده و به دوستان خود بپيوندند. اما همان تمايلات مشابه مى تواند بيان اين كه چه زمانى در فرآيند رشد نوجوانان مى تواند منجر به افسردگى شده و درمان خاص خود را نياز دارد. از هر ۱۲ نوجوان، يك نفر به طور مشخص از افسردگى رنج مى برد، قبل از آن كه به سن ۱۸ سالگى برسد. زمانى كه دختران به سن بلوغ مى رسند؛ دو برابر پسران دچار افسردگى مى شوند. تقريباً نيمى از نوجوانان افسرده كه تحت درمان نيستند ميل به خودكشى در آنها ديده مى شود كه اين سومين عامل مرگ و مير در اين سنين است. تفاوتهاى آشكار و مهمى بين ناراحتيهاى عادى زمان رشد و افسردگى وجود دارد. يك جدايى دردناك؛ طرد توسط همسن و سالان، اخذ نمره پايين در مدرسه يا عدم پذيرش از سوى بزرگسالان مى تواند غم و نااميدى را براى چند روز در يك نوجوان به دنبال داشته باشد. افسردگى مى تواند براى هفته ها و ماه ها ادامه داشته و بر زندگى نوجوان مسلط شود و يا ممكن است بى هيچ دليلى علايم آن در فرد ظاهر شود. كودكان افسرده- منظور كودكانى كه به دليل بيولوژيكى در مقايسه با ديگران حساسيت بيشتر نسبت به استرسهاى محيطى دارند- اغلب اوقات احساس بدبختى مى كنند و كمتر خوشحال هستند. اما افسردگى هميشه معادل غمگينى نيست. نوجوان ممكن است اين حالت را به صورت احساس خستگي؛ كسل بودن و يا سردرد و دل درد اظهار كند؛ به جاى آن كه روحيه خود را بد توصيف كند. انرژى، خواب و اشتها مى تواند دچار اختلال شود. برخى از كودكان افسرده در كلاس درس در ارتباط با دوستان و خانواده ضعيف عمل مى كنند. در حالى كه براى نوجوانان تفكر در مورد اخلاقيات و معناى زندگى امرى طبيعى به شمار مى آيد؛ اما تمايل به خودكشى يا فكر مرگ در يك نوجوان امرى غيرطبيعى است. به داروهاى ضد افسردگى نبايد به عنوان يك نوشدارو و يا به عنوان يك سم نگاه كرد. اما اين داروها مى توانند در درمان كودكان افسرده به كار روند. نگرانى شايعى كه در مورد اين نوع داروها وجود دارد؛ بلافاصله بعد از شروع مصرف داروهاى ضد افسردگي؛ در برخى از كودكان بيشتر حالت اضطراب و بى قرارى ديده مى شود و در برخى نيز افكار خودكشى افزايش مى يابد.اما افسردگى به خودى خود تبعات خطرناكى دارد. يكى از پيامدهاى افسردگي؛ ميل به خودكشى است و مى تواند بهبود سلامتى انسان را به تأخير بيندازد.هر نوجوانى درمان با داروهاى ضد افسردگى را بايد براساس تجويز و نسخه پزشك شروع كند و خانواده بايد به طور همزمان اثرات دارو را روى نوجوان بررسى كنند كه آيا حال عمومى او بهتر شده است يا خير. درمان دارويى تنها بخشى از روش و راه درمان است. معيارهايى براى سنجش ميزان بهبود درمان بيمارى افسردگى وجود دارد. نتايج تحقيقات نشان داده است كه تمرينات معتدل ايروبيك مى تواند علايم افسردگى را تقريباً در نيمى از نوجوانان و بزرگسالان تخفيف داده و بهبود ببخشد. خواب خوب و داشتن عادات غذايى مناسب مى تواند در بهبود روحيه فرد بسيار مفيد باشد. بهره گيرى از روان درمانى در كشف ريشه و علل افسردگى مى تواند بسيار مؤثر باشد تا از احساس درماندگى و رهاشدگى بيرون بيايند و راههايى را براى آن كه هر چيزى در سر جاى خود قرارگيرد به نوجوان ارايه مى كند. وقتى كه نوجوانان به فعاليتى كه برايشان باارزش بوده و مورد علاقه شان است مى پردازند و فعاليتهاى خيرخواهانه مانند كمك به ديگران و امور خيريه مى تواند در بهبود وضعيت روحى آنان بسيار مؤثر باشد. مطالعات ثابت كرده است كه رفتارها و فعاليت هاى نوع دوستانه؛ بخش تشويقى و انگيزشى مغز انسان را فعال مى كند.
در آينده احتمال دارد داروهاى ضد افسردگى بهترى توليد شوند كه ابزارهاى مفيدترى براى تشخيص و درمان كودكان باشد؛ اما هم اكنون اين امكان براى نوجوانان وجود دارد كه بياموزند چگونه ارتباطات خود را تثبيت كنند. با حمايت و پشتيبانى از نوجوانان در چنين شرايطى مى توان دوران انتقال از كودكى به نوجوانى و جوانى را براى آنان ساده تر كرد و به آنها كمك كرد تا زندگى سرشار از نشاط و انرژى را در دوران بزرگسالى بسازند.