افسردگى يك بيمارى شايع و قابل درمان است
 

1384/08/17
 
 
افسردگى از بيماريهاى روحى و روانى شايع در جامعه امروز است كه بسيارى از افراد ناخودآگاه به آن دچارند.

كارشناس ارشد روانشناسى مركز مشاوره كرمانشاه در تعريف افسردگى گفت: افسردگى در اصطلاح عاميانه به ناكامى ،نااميدى ،رخوت و بي‌حالى گفته مى شود.

در زبان روانپزشكى نيز نوعى اختلال خلق يا اختلال عاطفى است كه فرد مبتلا از خلق ناشاد يا احساس دلتنگى، غمگينى و فرو رفتن در خيالات واهى شكايت مي‌كند.

«آرزو ملول» افزود: خلق ناشاد افراد افسرده در تمام روز يكسان نيست و ممكن است گاهى شديد و در ساعاتى از روز خفيف تر باشد.

اين روانشناس شيوع بيمارى افسردگى را در ميان نوجوانان و جوانان بيشتر عنوان كرد و گفت: بيشتر مراجعين به مركز مشاوره كرمانشاه كه بيمارى افسردگى دارند نوجوانان و جوانان هستند.

وى افزود: دوران نوجوانى به دليل قرار گرفتن در سن بلوغ و تغييرات هورمونى در نوجوانان زمينه ‌را براى اين بيمارى مساعد مى سازد.

وى همچنين مشكلات فراروى جوانان از جمله اشتغال، ازدواج و ناكامي‌ها را نيز عاملى براى افزايش مبتلايان ذكر كرد.

وى با مقايسه اين بيمارى در زنان و مردان گفت: در اين مورد نظرقطعى وجود ندارد عده‌اى زنان را به دليل داشتن روحيه حساس تر بيشتر در معرض ابتلا مي‌دانند و عده‌اى معتقدند زنان به دليل حرف زدن بيشتر و تخليه مشكلات كمتر از مردان مبتلا مي‌شوند.

اين روانشناس با اشاره به علائم بيمارى افسردگى در افراد گفت: در شيوه تفكر افراد افسرده نسبت به خود، دنياى پيرامون و آينده تغييرات محسوسى به وجود مي‌آيد به طوريكه ممكن است يك زن خانه دار بالياقت يا يك تاجر موفق خود را فردى نالايق، بي‌مصرف، ناتوان و حتى شكست خورده تصور كند.

فرد افسرده اعتماد به نفس و احترام به خود را و قدرت تصميم‌گيرى را از دست مي‌دهد، اشتباهات و كردار ناشايست گذشته خود را همواره به ذهن مى آورد و حتى ممكن است احساس كند به جرائمى بزرگ وگناهانى نابخشودنى دست زده است.

آنها دنياى اطراف خود را به صورت منفى درك مي‌كنند و احساس مي‌كنند قادر به ايجاد تغيير يا انديشيدن درباره آن نيستند و برخى خودكشى را تنها راه حل مي‌دانند.

برخى از افراد افسرده بسيار كم تحرك هستند و حتى ميلى به رعايت بهداشت فردى نيز ندارند.

وى با اشاره به علائم جسمانى اين بيمارى گفت: علائم جسمانى نيز مي‌تواند به اندازه علائم روانشناختى موجب پريشانى فرد شود.

اختلال در خواب، كاهش اشتها و وزن، احساس خستگى و فرسودگى، كاهش انرژى، كاهش علاقه به برقرارى روابط جنسى، كم شدن تحرك و در موارد حاد توهم و هذيان از علائم اين بيمارى است.

وى با اشاره به علل ايجاد افسردگى گفت : تحقيقات متعدد نشان مي‌دهد كه توارث در اين بيمارى نقش دارد و ممكن است افراد ژنهايى را از والدين به ارث ببرند كه آنها را در مقابل ابتلا به اين بيمارى آسيب پذير كند.

علت ديگر واكنش نسبت به موقعيتهاست مثلا از دست دادن عزيزان، از دست دادن شغل، قطع رابطه دوستى، شكست‌هاى عشقى و از دست دادن زيبايى از جمله اين موارد است.

وى گفت: زمانى كه فرد با چنين پيش آمدهايى رو به روست، در اصطلاح روانشناسى دوران سوگ گفته مي‌شود، که حداقل شش ماه طول مي‌كشد.

وى افزود: در اين شرايط ممكن است فرد واكنش طبيعى نسبت به موقعيت پيش آمده را از دست دهد و ناخودآگاه به افسردگى مبتلا شود.

به گفته وى افسردگى درجات مختلفى دارد كه در موارد خفيف با شيوه‌هاى گوناگون روان درمانى قابل درمان است و در موارد شديد با تجويز داروهاى ضد افسردگى و شوك الكتريكى ‬ (ECT) درمان مي‌شود.

اين روانشناس مصرف زياد سبزيجات و ميوه‌هاى تازه و انجام ورزش ايروبيك را براى تعادل روح و درمان افسردگى سودمند دانست.

وى همچنين آراستگى ظاهرى، پرهيز از انزوا، قرار گرفتن در جمع‌هاى دوستانه، گفتن و شنيدن لطيفه، مسافرت و تغيير مكان را نيز براى دور شدن از افكار منفى بسيار موثر دانست.

وى توصيه كرد: همواره و در هر شرايطى پذيرش واقعيت، دور ريختن افكار منفى و نگرش مثبت به زندگى بهترين راه براى مقابله با افسردگى است.
 
ایرنا
: منبع
 
 
 
 
 
 
     
 
   
 
 
© Copyright 2009 Ravanyar Clinic. All Rights Reserved.