افسردگى، بيمارى درس خوانده ها
 

1384/09/15
 
 
افسردگى يكى از شايع ترين اختلالات روحى و روانى ست كه بر اساس يافته هاى اخير پژوهشگران قشر تحصيلكرده و بويژه دانشجويان را بيش از ساير اقشار اجتماعى آزار مى دهد. اين پديده فراگير دانشجويى در دوسويه قابل تفكيك و بررسى ست كه سويه اى از آن به خود دانشجو، پيشينه فرهنگى، وضعيت اقتصادى و پايگاه اجتماعى اش مربوط شده و سويه ديگر را نيز بايد در فضاى دانشگاه، استراتژى نظام آموزشى و مديريت آموزش جست وجو كرد.

فضاى دانشگاه

دكتر مصطفى مختاباد، استاد دانشگاه تربيت مدرس، اعتقاد دارد پيش از پرداختن به موضوع استرس و بحران هاى روحى و روانى بايد تعريف نظام آموزشى و استراتژى آموزش مورد بازخوانى قرار گيرد، چرا كه وقتى تعاريف در حد استانداردهاى علمى نباشند، استرس هاى روانى به عنوان نتيجه آشفتگى فضاى آموزشى بروز پيدا مى كند. وى مى گويد: دانشگاه در تعريف مدرن، فضايى ست كه وقتى كسى وارد آن شد سطح دانش و آگاهى او ارتقا پيدا مى كند. بخشى از اين فضا را به شكل سخت افزارى و بخشى از آن را هم به شكل نرم افزارى مى توان تعريف كرد. اما متاسفانه ما در ايران از تعريف استراتژيك و فنى دانشگاه دور شده ايم. بنابراين نه تنها در حيطه كيفيت حركت نمى كنيم، بلكه از استانداردهاى ويژه هم برخوردار نيستيم.

مختاباد با اشاره به بخش نرم افزارى فضاى آموزش مى گويد: به فرض، وقتى يك واحد درسى يا يك رشته تحصيلى را در دفتر وزارت علوم تصويب مى كنيم بايد ببينيم در ايران تا چه اندازه به منابع و اطلاعات مربوط به آن دسترسى داريم و در دنياى معاصر كه رشته هاى تحصيلى روز به روز تغيير وتحول پيدا مى كنند تا چه اندازه مى توانيم نيروهاى خودمان را هم آوا و هم نوا با روند تغييرات حركت دهيم؟ قاعدتا اختلال در هر يك از موارد بالا بار عظيمى از استرس را به دانشجويان انتقال مى دهد كه ريشه اصلى آن را بايد در استاندارد نبودن بخش نرم افزارى فضاى دانشگاه جست و جو كرد. در تكميل اين بحث دكتر مختاباد عنوان مى كند: ما با انسان طرفيم و وقتى در حوزه علم كه يك بحث تجديدى و كاملا تئوريكال است دچار اين تناقض ها و تضادها هستيم، قاعدتا در مباحث انسانى يعنى تناسب و تعادل انسانى و اجتماعى دانشجويان مشكلات جدى ترى داريم.

عوامل استرس

زندگى خوابگاهى يا غيرخوابگاهى، سال اول و سال آخر بودن، طولانى شدن مدت تحصيل، جنسيت، تاهل و تجرد، بومى يا غيربومى بودن دانشجو، موقعيت اجتماعى، شغل پدر و مادر، پيشينه فرهنگى و اقتصادى و تحصيل در دانشگاه دولتى يا آزاد هر كدام عوامل تاثيرگذار و مهمى هستند كه سلامت روانى يا روان پريشى دانشجويان، تابعى از آنها خواهد بود. دكتر عطا شاكريان تحقيق جامعى در اين زمينه به انجام رسانده كه مطالعه بخش هايى از آن جالب توجه خواهد بود. تحقيق شاكريان نشان داد كه ٢١درصد دانشجويان داراى اختلال افسردگى هستند كه ميزان اختلال در دانشجويان دختر (٢٩درصد) بيشتر از دانشجويان پسر (١٥درصد) است. اين پژوهش حاكى از آن است كه بين ميزان اختلال اضطراب در دانشجويان دختر و پسر نيز تفاوت معنا دارى وجود دارد، ٥/١٨ درصد دانشجويان داراى اختلال اضطراب هستند كه اختلال در دانشجويان دختر (٢٤درصد) بيشتر از دانشجويان پسر (١٤درصد) است. فرضيه سوم اين پژوهش مى گويد: بين ميزان اختلال خود بيمار انگارى در دانشجويان دختر و پسر هم تفاوت معنادارى وجود دارد،

به طورى كه ١٥درصد دانشجويان داراى اختلال خود بيمار انگارى بوده و در اين ميان ميزان اختلال در دانشجويان دختر (٢٢درصد) بيشتر از دانشجويان پسر (٩درصد) است. در فرضيه هاى بعدى پژوهش موصوف، به اختلال وسواس (١٩درصد)، اختلال حساسيت (٥/١٨درصد)، اختلال پرخاشگرى (٢٠درصد)، اختلال پارانويا (٣٤درصد)، اختلال فوبيا (١٠درصد)، اختلال روان پريشى (٥/١١درصد)، اختلال روانى (١١درصد) و اختلال حواس پرتى (٢٣درصد) نيز اشاره شده كه جاى تامل بسيار دارد.

جالب آنكه با سرك كشيدن در پژوهش هاى انجام گرفته از سوى دانشگاه هاى مختلف به اين نتيجه خواهيم رسيد كه تا حدود زيادى آمارها شبيه هم، اما دلايل افسردگى و اضطراب اندكى متفاوت از هم خواهند بود. در اين ميان شايد اندكى وضعيت دانشگاه ايلام با ١/٧٦ درصد افسردگى متفاوت تر از همه باشد.
 
همشهری
: منبع
 
 
 
 
 
 
     
 
   
 
 
© Copyright 2009 Ravanyar Clinic. All Rights Reserved.