به استعداد خودت ايمان داشته باش، همانطور كه به خدا ايمان دارى. روح تو پارهاى از آن «واحد» بزرگ است، نيروهايى كه در تو هست، مانند درياى وسيعى، عميق و بيپايان است. (ويلكو)
يكى از مهمترين ويژگيهاى وجودى هر انسان و به ويژه جوانان، ابراز آن است. به عبارتى جوان پس از درك وجود خود مايل است آن را بروز دهد. ابراز وجود در حقيقت مستلزم شناخت خود، ارتباط با اين «خود» و سپس برقرارى رابطه با جهان اطراف است به گونهاى كه ويژگيهاى وجود براى خود و ديگران تعريف شود.
يكى از بهترين راههاى ابراز وجود براى جوان، نشان دادن توانمنديها و قابليتهاى اوست. جوان با مجموعهاى از تواناييها و ناتوانيهاى خود مواجه است و نهايتا آنها را ميپذيرد سپس با توجه به آموختهها و شيوه تربيتى كه دريافت نموده سعى مى كند به مدد توانمنديهايش «خود» را به اجتماع معرفى كند و به عبارت ديگر ابراز وجود نمايد. او در واقع به اين ترتيب به يكى از نيازهاى روحى خود پاسخ ميدهد.
در حالى كه از اين طريق اعتماد به نفس را در خود پرورش ميدهد، با ساير افراد ارتباط برقرار ميكند و به طور كلى به سلامت روان خود كمك ميكند. تحقق همه اين اهداف در سايه ابراز وجود ميسر ميشود.
اما اگر جوان به هر دليلى اين قابليت يعنى «ابراز وجود مثبت» را در خود نيابد، براى جبران خلا ناشى از آن به سمت تظاهرات منفى كشيده ميشود.
به هر حال او بايد به طريقى وجود خود را اثبات كند. اگر از طريق ويژگيهاى قابل ستايش و مقبول موفق به اين كار نشود، به روشى ديگر اين نياز روحى را تامين ميكند و از يك موضع منفى كه ميتواند به صورت دروغگويى، برخورد نامناسب با اطرافيان، تظاهر به برخوردارى از صفات مثبت، و غيره ظاهر شود، خود را تعريف ميكند لذا براى جلوگيرى از اين وضعيت ناهنجار بايد راهكارهاى مناسبى را بكار گرفت.
همانطور كه اشاره شد شناخت قابليتهاى فردى نقش مهمى در ابراز وجود مثبت دارد و لذا يكى از بهترين روشهاى تقويت آن، كمك به جوان براى درك تواناييهاى اوست.
با شناخت ظرفيتها، جوان اراده لازم را جهت معرفى خود به اجتماع مييابد بنابراين استفاده از برنامههاى آموزشى در جهت «خودشناسي» براى رسيدن به اين هدف بسيار سودمند است.
در واقع براى ابراز وجود جوان بايد يك سرى مهارتها را بياموزد كه از مهمترين آنها به افزايش آگاهيها و دانستهها، ارتقاى توانمندى در سخن گفتن و قدرت بيان، همراه با يادگيرى گوش فرا دادن به ديگران، ميتوان اشاره كرد.
به منظور دستيابى به اين اهداف والدين بايد از مقايسه فرزندان خود با ديگران بپرهيزند، قابليتهاى آنان را يافته و در تقويت آن بكوشند.
در حقيقت لازم است براى تعالى ظرفيتهاى موجود در فرزندان تلاش كنند، نه آنكه انتظاراتى دور از توان آنها داشته باشند و با اصرار بر كسب آنها، جوان خود را به ابراز آنچه در وجودش نيست وادار كرده از ابراز وجود خودش بازدارند.