بررسى علل افزايش رفتارهاى خشونت آميز والدين نسبت به كودكان
1384/12/01
افزايش رفتارهاى خشونت آميز والدين نسبت به كودكان و كم اطلاعى پدران و مادران از علل اساسى بروز رفتارهاى پرخطر كودكان، كارشناسان مسائل اجتماعى را بر آن داشته، با هشدار به مسؤولان دستگاه ها و نهادهاى مسؤول عرصه هاى مختلف اجتماعى خواستار اتخاذ تدابير لازم با هدف پيشگيرى و كاهش چنين رفتارهايى نسبت به كودكان بى گناه شوند.
به اعتقاد آنان، ارتكاب انواع اعمال جنايتكارانه برخى والدين سنگدل نسبت به فرزندانشان كه به محض انتشار اخبار مربوطه موجى از اندوه افكار عمومى را به دنبال مى آورد، ريشه هاى عميقى دارد كه در صورت بى توجهى به اين نكات، يقيناً در آينده نزديك بروز موارد مشابه و افزايش آمارهاى مربوطه دور از انتظار نخواهد بود.
به اعتقاد روانپزشكان، اختلالات روانى، بروز بيمارى هاى طولانى مدت جسمى از جمله اسهال و استفراغ، نقايص تكلمى، راه رفتن در خواب و شب ادرارى از جمله علل اصلى بروز رفتارهاى غيرطبيعى و حتى پرخاشگرانه در كودكان است. حال آنكه فقر مالى، اعتياد، گذراندن دوره هاى كودكى پرفراز و نشيب توأم با آزارهاى مختلف، ازدواج در سنين پايين، داشتن فرزندان متعدد، مهاجرت هاى غيراصولى و انواع محروميت هاى اجتماعى از جمله عواملى است كه برخى والدين را به ارتكاب رفتارهاى خشونت آميز نسبت به فرزندانشان وامى دارد. دكتر فربد فدايى، روانپزشك كيفرى با استناد به نتايج مطالعات و پژوهش هاى علمى صورت گرفته، مى گويد: معمولاً كودكانى كه بشدت پرخاشگرند، والدينى پرخاشگر دارند. بنابراين در چنين خانواده هايى رفتارهاى متقابل شرايط بروز رفتارهاى پرخاشگرانه در خانواده ها را افزايش مى دهد. حال آنكه پرخاشگرى نتيجه ناتوانى كودك در كنترل رفتار خود است كه به طور طبيعى با تشخيص بموقع چنين مشكلاتى مى توان از بروز انواع آسيب هاى اجتماعى و اعمال خشونت عليه كودكان به شكل چشمگيرى كاست.
انتقال خشونت بين نسل ها
به گفته دكتر فدايى، يكى از نكات برجسته در خانواده هاى كودكان آزارديده انتقال خشونت از نسلى به نسل ديگر است. به اين ترتيب كودكى كه تحت آزار و اذيت والدين قرار مى گيرد، به وسيله ساز و كارهاى روانى، بويژه همانندسازى و يا مشابهت با مهاجم بتدريج خود نيز رفتارهاى خشونت آميز بروز مى دهد و به همين شكل اين رويه را به فرزندان و نسل هاى بعدى منتقل مى كند. بنابراين كارشناسان معتقدند براى كاهش شمار كودك آزارى هاى پرخطر و خشن، دستگاه هاى نظارتى و حمايتى بايد با بهره مندى از نظرات كارشناسان و خبرگان در يك نقطه اين چرخه معيوب را قطع كنند. از منظر اين روانپزشك و عضو هيأت علمى دانشكده حقوق دانشگاه تهران، كمك به انجام ازدواج هاى موفق در سنين مناسب، برخوردارى زوجين از شرايط اوليه زندگى مطلوب، داشتن شغل مناسب، عدم اعتياد، حمايت از سوى خانواده، خواهان تولد كودك بدون برخوردارى از امكانات آموزشى، ورزشى و تفريحى مناسب براى خانواده و كودك مى تواند در كاهش پرخاشگرى كودكان و تحريك عصبى والدين، نقش اساسى داشته باشد. وى با اشاره به موضوع جنايت اخيرى كه در جريان آن پدرى با همدستى برادر همسرش فرزند ۶ ساله خود را به طرز فجيعى به قتل رسانده، مى گويد: بر اساس شواهد موجود، مشكلات رفتارى و شغلى كه احتمالاً هميشه براى پدر با كابوس تحقير و كوچكى همراه بوده و نيز دريافت حداقل دستمزد در قبال كار زياد و عدم نظارت صحيح بر تربيت كودك كه با مشكل رفتارى نيز مواجه بوده است، به ناتوانى پدر از تجزيه و تحليل مناسب شرايط سخت زندگى دامن زده است. بنابراين به جاى آن كه پدر به دنبال يافتن ريشه و علت اساسى مشكلات رفتارى فرزندش و استفاده از خدمات تخصصى علم روانپزشكى كودك باشد، در اثر سرخوردگى هاى اجتماعى ناچار به اعمال خشونت مى شود. حال در چنين شرايطى كه وجدان جامعه به دليل بروز چنين فاجعه اى به درد آمده و عليه قاتل موضع گيرى شخصى مى شود، بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه به احتمال زياد پدر وى نيز در كودكى قربانى آزارهاى متعدد و متنوع از سوى والدين، مدرسه و جامعه قرار داشته است.
مهمترين علل رفتارهاى پرخاشگرانه
استاد دانشگاه علوم بهزيستى كه استرس و اضطراب روزمره را از عوامل اصلى بروز رفتارهاى پرخاشگرانه در انسان هاى امروزى مى داند، مى گويد: شكست هاى مكرر و انواع محروميت ها، انسان را به درجه اى مى رساند كه بر اثر بروز كوچكترين مشكلى دچار برانگيختگى و عصبانيت شده و با اعمال خشونت، خشم خود را فرو مى نشاند. بنابراين دست اندركاران و تصميم سازان اجتماعى به خوبى مى دانند كه با حذف محروميت ها، به حداقل رساندن مشكلات مالى و كمبودهاى عاطفى، دورى از اعتياد و احساس امنيت شغلى و اجتماعى مى توان به مقابله با عوامل خشونت زا در اقشار مختلف جامعه پرداخت.
شيوع رفتارهاى پرخطر در خانواده هاى كم درآمد
كارشناسان معتقدند كودك آزارى به طبقه خاصى مربوط نمى شود و قشرهاى مختلف با سطوح فرهنگى و اقتصادى متفاوت و نيز جنسيت هاى زن و مرد را شامل مى شود. اين آمارها به طور طبيعى هرچه سطح فرهنگى والدين بالاتر باشد، كاهش مى يابد. به گفته دكتر فدايى، امروز خط فقر بهترين معيار براى ارزيابى تنيدگى هاى روانى خانواده هاست. اين در حالى است كه بر اساس آمارهاى رسمى موجود، تعداد قابل توجهى از مردم كشور در حاشيه خط فقر زندگى مى كنند. بنابراين فقر عاملى براى بروز مشكلات رفتارى و جسمى است و تا زمانى كه اين معضل به صورت اصولى حل نشود، ساير راه حل ها نمى تواند چندان كارساز باشد. وى مى افزايد: فقر و تأمين هزينه هاى سنگين زندگى، پدر و مادر را مجبور مى كند در دو يا سه شيفت كار كنند. بنابراين امكان سرپرستى و تربيت صحيح كودك خود را ندانسته و ناخواسته از دست مى دهند. به همين خاطر كودك بدون مراقبت والدين پرورش مى يابد كه به صورت طبيعى به بروز رفتارهاى پرخطر ضداجتماعى از سوى كودكان دامن مى زند. بنابراين نهايت بى انصافى است كه كودكى را كه به خاطر محروميت هاى اجتماعى و خانوادگى دچار انواع آسيب هاى اجتماعى مى شود، مجرم و مستحق مجازات و حتى مرگ بدانيم.
نقش محيط ناسالم
على حسينى، روانشناس نيز مى گويد: مهمترين دليل پرخاشگرى كودكان، محيط ناسالم است. اين محيط ممكن است ويژگى هايى داشته باشد. مثلاً الگوى پرخاشگرى را براى كودكان فراهم كند. كودكانى كه شاهد پرخاشگرى و فحاشى والدين هستند و يا اين طرز رفتار را از رسانه ها، بويژه تلويزيون مى آموزند، از اين دسته اند. بنابراين هنگامى كه كودك شاهد دستيابى افراد پرخاشگر به موفقيت هاى اجتماعى است، نسبت به انجام رفتارهاى خشن تشويق مى شود.
به اعتقاد اين روانشناس، خانواده هايى كه بشدت تنبيه گر هستند و يا شخصيت پدر و مادر به گونه اى است كه در برابر وقايع واكنش هاى احساسى بيش از حدى از خود نشان مى دهند، طبيعتاً چنين كودكانى پرورش مى يابند. بنابراين به جرأت مى توان گفت نخستين گام براى كمك به اين دسته از كودكان اين است كه به والدين آموزش دهيم، احساسات و رفتارهاى خود را كنترل كنند. وى در عين حال پرخاشگرى را رفتارى ارثى هم مى داند: در تحقيق از والدينى كه پرخاشگر هستند، مشاهده شده كودكانى دارند كه زمينه پرخاشگرى در آنها بيش از ساير افراد است. پرخاشگرى ناشى از اختلال در سيستم عصبى است كه در نتيجه فرد قادر به كنترل هيجانات رفتارهاى خود نيست.
شيوه هاى پيشگيرى از پرخاشگرى
براى جلوگيرى از پرخاشگرى كودكان تشنج زدايى از محيط زندگى و تأمين نيازهاى ضرورى و فراموش شده آنان به شكلى كه ارضاكننده نيازهاى روانى شان باشد، ضرورى است. در عين حال بايد روحيه كودك را تقويت كرد و پس از هر شكست به او جرأت و اطمينان براى ادامه تلاش داد.
ضمن آنكه بايد در نظر داشت، براى از بين بردن پرخاشگرى كودكان، نمى شود آنان را خارج از زمينه رشدشان (خانواده، مدرسه و محيط اطراف) در نظر گرفت. اگر اين پرخاشگرى ناشى از نارسايى در مناسبات رفتارى مربوط به هر كدام از اين محيط ها باشد، طبيعتاً در مشاوره ها بايد به آن تكيه كرد. حال آنكه مى توان از برخى روش هاى تغيير رفتارى و دارو درمانى نيز در اين باره استفاده كرد. تغيير رفتار مى تواند مبتنى بر تقويت رفتارهاى مثبت و از بين بردن رفتارهاى پرخاشگرانه منفى از طريق بى توجهى به اين رفتارها باشد. كارشناسان، در عين حال توصيه مى كنند والدين، فرزند خود را تا سه سالگى به مهد كودك نفرستند. چرا كه از نظر عاطفى آمادگى حضور در اين محيط را ندارند.
در دوران نوزادى، والدين تنها كسانى هستند كه در كنار كودك قرار مى گيرند. او از هر رفتار پدر و مادر نكته اى مى آموزد. از محبت، نوازش مى آموزد و از توجه آنان، درك كردن و تعامل با جهان اطراف را ياد مى گيرد. بنابراين والدين مى توانند با ارتباط دادن ارزش ها با مفاهيم معنوى، اين اراده را در وى تقويت كنند. اما اگر مفاهيمى كه مطرح مى كنند، رفتار و اعمال روزمره قابل لمس نباشد، تبديل به پند و موعظه شده و تأثيرى نخواهد داشت. از اين رو شيوه رفتار و گفتار و زندگى والدين در آينده زندگى فرزندان اهميت بسزايى دارد.