روان پزشكان و پزشكان در مرحله اول عواملى را كه باعث عقب ماندگى ذهنى و جسمى مى شوند به ژنها نسبت مى دهند. اين ژنها گاهى مواقع به صورت منفرد هستند. يعنى عامل بيمارى از طريق يك ژن غالب يا دو ژن مغلوب منتقل مى شود و نابهنجارى هاى ذهنى و جسمى را در كودك ايجاد مى كند. گروه ديگر ژنها به صورت گروهى (چند ژني) هستند و كم هوشى در نتيجه معيوب بودن هزاران ژن اتفاق مى افتد. اختلالات كروموزومى نيز به صورت جهشهاى كروموزومى، شكنندگيها و چسبندگيها مثل سندرم (نشانگان دان) باعث ايجاد نارساييهاى جسمى و ذهنى مى شوند. عوامل ديگرى مثل سن پدر و مادر، عفونتهاى ويروسى و ميكروبى در دوران باردارى (سرخچه، تبخال، سيفليس)، نوشيدنيها و مواد خوردنى را كه استرس آميزند مثل دخانيات، مواد مخدر، الكل و يا استفاده از مواد استنشاقى، قرارگرفتن در معرض اشعه X و اشعه راديواكتيو در ساعات طولانى، ضربه هاى شديد وارده بر شكم مادر باردار بخصوص اگر اين ضررها به قسمت سر جنين وارد شوند، ناسازگارى خونى بين مادر و جنين بخصوص در زايمانهاى دوم به بعد، سوء تغذيه شديد مادر در دوران باردارى و يا زايمانهاى سخت و يا با تاخير، همگى مى توانند منجر به نارساييهايى در جنين و در نتيجه تولد توأم با مشكلات ذهنى و جسمى شود. بسيارى از اين اختلالات حتى در كشورهاى پيشرفته هم درمان خاصى ندارند ولى در كشورهاى در حال توسعه به علت افزايش آموزش بهداشت عمومى به مادران خصوصا حين دوران باردارى تا حدى پيشگيرى موفقيت آميز بوده است.
مساله بسيار مهمى كه در امر پيشگيرى از اين اختلالات بايد مدنظر قرارگيرد علاوه بر مداخلات وسيع بهداشتى براى مادران باردار، دادن آموزشهاى لازم به دختران در سن ازدواج، مجهز كردن بيمارستانها به پزشكان كارآمد و تجهيزات پزشكى مناسب در امر زايمان، مساله پيشگيرى از ازدواجهاى فاميلى و دادن مشاوره ژنتيكى به افراد قبل از ازدواج آنهاست. مشاوره ازدواج از دو كانال به افراد كمك مى كند؛ اول اين كه با آزمايشات خون و ادرار قبل از ازدواج مى توان مشكلات ژنتيكى افراد را تشخيص داد و مرحله دوم گرفتن شرح حال كامل از خانواده زن و شوهر و اينكه در پيشينه خانوادگى آنها چه اختلالاتى از لحاظ ژنتيكى وجود داشته است. براساس اين اطلاعات متخصصان به زوجين قبل از ازدواج مى گويند كه تا چه اندازه احتمال به دنيا آوردن كودك عقب مانده در آنها زياد است. البته روشهاى تشخيصى ديگرى حين باردارى از جمله روش آمنيوسنتز نيز وجود دارد كه در هفته هاى ١٤ تا ١٦ حاملگى مى توانند وجود اختلالاتى از جمله نشانگان داون را در كودك تاييد كنند تا براساس آن مادر باردار اقدام به سقط جنين نارسا بكند. سقط درمانى يكى از شيوه هاى درمانى جديدى است كه در مورد جنينهاى مبتلا به نارساييهاى شديد به كار مى رود.