تازهترين تحقيقات ژنتيك روشن ساخته علت برجاى ماندن عوارض ناشى از بحرانهاى روحى شديد ناشى از افسردگيهاى عميق آنست كه بروز افسردگى سبب ايجاد تغييرات اپى ژنتيكى، يعنى تغيير در آن دسته از مولكولهاى شيميايى ميشود كه نحوه آشكار شدن اثر ژنها را كنترل ميكنند.
«اريك نستلر» از مركز پزشكى دانشگاه تكزاس ساوثوسترن در شهر دالاس و همكارانش با بررسى موشها به اين نكته پيبردهاند زمانى كه به صورت ناگهانى موشها با دشمن خطرناكى روبرو ميشوند، عوارض و آثار يك افسردگى روحى شديد در بدن آنها باقى ميماند.
مطالعه اين گروه از پژوهشگران در سلولهاى بخش هيپوكامپوس مغز موشها آشكار ساخته كه در اثر بروز افسردگى، گروه مولكولهاى شيميايى موسوم به گروه متيل به آن بخش از مولكول دى. ان. آ در اين سلولها كه در بردارنده ژن ويژه رمزگذارى محركهاى رشد عصبى هستند، افزايش مييابد.
اين محركهاى رشد كه به اختصار بى. دى. ان. اف ناميده ميشوند معمولا در هنگام افسردگى رو به كاهش ميگذارند.
زمانى كه به اين موشها مواد و داروهاى ضدافسردگى داده شد، مشاهده گرديد كه آثار افسردگى در موشها زايل ميشود اما زايل شدن اين آثار به علت از بين رفتن مقادير اضافى مولكولهاى گروه متيل نيست بلكه به علت اضافه شدن يك گروه ديگر از مولكولهاى شيميايى موسوم به گروه آسه تيل Acetylاست.
به گفته نستلر كه نتايج بررسيهاى وى و همكارانش در نشريه علمى «نيچر ويژه علوم زيست عصب شناسي» به چاپ رسيده، گروه مولكولهاى متيل مولكول دى.
ان. آ را به سختى در بر ميگيرند و از فعالييت ژنها در ناحيهاى كه در آن ظاهر شدهاند، جلوگيرى ميكنند. اضافه كردن مولكولهاى گروه آسه تيل موجب ميشود كه از شدت حلقهاى كه مولكولهاى گروه متيل به مولكول دى. ان. آ وارد ميكنند تا اندازهاى كاسته شود.
اما تغييرات اپى ژنتيكى در مولكول دى. ان. آ بسيار پايدار است و اين امر توضيحدهنده اين نكته است كه چرا عوارض منفى افسردگى تا اين اندازه دوام ميآورد و چرا اثر داروهاى آرامبخش تا اين اندازه با كندى ظاهر ميشود و دوام آنها زياد نيست.
نستلر و همكارانش با توجه به شناخت تازهاى كه از رهگذر تحقيقات خود به دست آوردند در صدد برآمدهاند بر خلاف رهيافتهاى متعارف، داروهاى ضد افسردگى تازهاى توليد كنند كه به عوض توليد مولكولهاى گروه آسه تيل، عملا مولكولهاى گروه متيل را كه به دور مولكول دى. ان. آ در سلولهاى عصبى ناحيه هيپو كامپوس چنبر زدهاند، از بين ببرند.
به اعتقاد نستلر، اين مكانيزم مقابله با افسردگى ميتواند در درمان اعتياد يا عوارض ناشى از اضطرابهاى روانى و يا بيماريهاى تحليل برنده سيستم عصبى نظير بيمارى هانتينگتون نيز موثر باشد.
نكته مهم ديگرى كه نستلر قصد دارد در خصوص آن تحقيق كند آنست كه آيا تغييرات اپى ژنتيك كه هنگام افسردگى بوجود ميآيد از طريق ژنها به نسلهاى بعدى نيز انتقال مييابد يا نه.
براى بررسى در اين زمينه بايد به اين نكته توجه شود كه آيا چنبر مولكولهاى گروه متيل در سلولهاى اسپرم و تخمك نيز ظاهر ميشوند يا خير؟