ارتقاى سلامت روانى فرد معتاد نقش موثرى در فرآيند درمان اعتياد دارد
1385/01/30
نتايج يك تحقيق نشان ميدهد شاخصهايى همچون سلامت روانى، سرزندگى، سلامت عمومى، روابط شخصى، حمايت اجتماعى و اميد به آينده بيشترين تاثير را در فرآيند درمان اعتياد به خود اختصاص دادهاند.
در اين تحقيق كه توسط «محمود توكلي» از پژوهشگران مركز تحقيقات اعتياد دانشگاه علوم بهزيستى انجام شد وضعيت سلامت بيماران مبتلا به سوء مصرف مواد مخدر قبل و بعد از درمان مورد بررسى قرار گرفت.
جامعه آمارى مورد نظر در تحقيق حاضر شامل معتادان مراجعهكننده به دو مركز درمان اعتياد بسترى رازى و سرپايى مشاهير به تعداد ۳۰۰نفر بوده است كه در دو مرحله قبل و بعد از درمان با استفاده از پرسشنامه در چارچوب يك طرح نيمه آزمايشى مورد مصاحبه قرار گرفتند.
گروه تجربى در طرح تحقيقاتى مذكور شامل افراد با وضعيت حفظ پرهيز تا زمان مصاحبه و گروه كنترل (مقايسه) در برگيرنده افراد با وضعيت عود اعتياد بوده است.
در اين تحقيق ۹۳درصد بيماران مورد مطالعه مرد و ۷درصد زن بودند.
ميانگين سنى پاسخگويان ۳۵سال بودكه ۶۱درصد از بيماران تحت درمان سرپايى و ٣٩درصد تحت درمان بسترى قرار گرفته بودند.
بر پايه يافته اين تحقيق ميانگين سن شروع مصرف مواد ۲۴سال،حداقل سن ۵ سال و حداكثر آن ۶۷سال عنوان شده است.
همچنين در اين تحقيق ۶۶درصد از بيماران ماده مصرفى اصلى خود را ترياك،۲۴درصد هروئين، ۷درصد شيره يا سوخته و ۳درصد كوكائين، حشيش و كرك ذكر كردند.
بر اساس نتايج اين تحقيق مهمترين روش مصرف مواد تدخين و پس از آن خوراكى و تزريقى بوده است و مهمترين الگوى زمانى مصرف مواد روزانه چند بار با فراوانى ۸۳درصد و روزانه يكبار ۱۵درصد ذكر شده است.
بر پايه يافتههاى اين تحقيق ۵۸/۷درصد از بيماران با استفاده از متادون ، ۲۲/۶درصد كلونيدين، ۱۳/۱درصد با بوپره نوفرين و ۵/۶درصد توسط روش سم زدايى سريع مورد درمان قرار گرفتهاند.
مقايسه ميانگين تغييرات شاخصهاى سلامت بين گروه تجربى و مقايسه نشان ميدهد كه در تمامى موارد بين دو گروه، تفاوت ميانگينها قابل ملاحظه و از نظر آمارى معنى دار است. بنابراين با قاطعيت بيشترى ميتوان بهبودهاى حاصل در شاخصهاى سلامت را به فرايند درمان اعتياد منتسب نمود.
نتايج تحقيق حاصل از تحقيق حاضر به طور آشكار بر اهميت روشهاى جديد درمانى كه متغيرهاى روانى و اجتماعى سهم عمده و تعيينكننده اى در آنها دارند تاكيد دارد به طورى كه شاخصهايى نظير سلامت روانى، سرزندگى، اجراى نقش عاطفى، حمايت اجتماعى، انزا و ... بيشترين تاثير را در فرايند درمان اعتياد به خود اختصاص دادهاند.
بنابراين ميتوان نتيجه گرفت علاوه بر متغيرهاى بالينى كه اهميت خويش را در اين گونه مطالعات دارا هستند، تاكيد بيشترى نيز بر توسعه و خالص سازى شاخصهاى روانى و اجتماعى با توجه به مقتضيات كشور ضرورت دارد.
بر اين اساس ميزان اثربخشى روشهاى درمانى تا حدود زيادى مرهون كاربست نتايج تحقيقات روانى و اجتماعى است كه ميتواند تاثير روشهاى بالينى را تعميق نموده و در طول زمان پايدار سازد.
به طور كلى يافتههاى اين تحقيق به صورت كاملا روشن اهميت درمانهاى روانى، گروهى و اجتماعى را در تثبيت درمان دارويى و بالينى مورد تاكيد قرار ميدهد.
اين تحقيق توسط مركز آموزشى و پژوهشى سوء مصرف و وابستگى به مواد (موسسه داريوش) وابسته به دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى و با مجريگرى «محمود توكلي» و همكارى دكتر «محمد بينازاده»، «مسعود سرآباداني» و «رضا اسدي» از محققين موسسه داريوش به انجام رسيده است.