شما چقدر در روز به قضاوت در مورد خودتان مى پردازيد؟ آيا تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه هر روز چند بار خودتان را بد، نالايق، نادان و... خطاب مى كنيد؟ آيا هرگز به اين موضوع پى برده ايد كه با اين كار چه لطمه اى به احساسات خود مى زنيد و اين سرزنشها چه عواقب ناگوارى برايتان به بار مى آورد؟
در مورد خود قضاوت كردن يكى از مشكلات رايج افراد است كه احساساتى نظير ترس، عصبانيت، اضطراب و افسردگى را در پى دارد. گاهى اوقات بسيارى از مردم، علت اصلى چنين احساساتى را عوامل خارجى مى دانند و متوجه اين موضوع نيستند كه ريشه اين عواطف دردناك، همان خود قضاوت كردنهاى روزمرهشان است. در واقع تمامى اين باورها ناشى از افكار خود انسانهاست كه با قضاوت كردن و سرزنش اعمال و رفتارشان به آن دامن مى زنند. اغلب اگر از فرد مضطربى علت اصلى تشويش و نگرانیاش را بپرسيد، به عنوان مسائلى كه به تازگى برايش روى داده است مى پردازد و دليل آن را اتفاق يا شخصى كه با آن روبه رو بوده است مى داند، در حالى كه اگر بخواهيم در سطوحى عميقتر به احساسات اين فرد رجوع كنيم، مى بينيم كه اصلاً اينگونه نيست. اين خود قضاوت كردن و افكار درونى شخص است كه منجر به اضطراب و تشويش درونى وى شده است. هيچ چيزى نمى تواند باعث عصبانيت يا افسردگى شخص شود مگر اينكه پيش از آن، او با قضاوتهايى كه از خود داشته، زمينه چنين احساساتى را فراهم كرده باشد. در واقع هر اضطراب و ناهنجارى درونى، زاييده تفكرات و نظريات خاصى است كه از خود قضاوت كردنهاى شخص نشأت مى گيرد.
گاهى اوقات خود قضاوت كردن و سرزنش اعمال و رفتار خود، تبديل به اعتياد مى شود. اگر اعتياد را رفتارى تدافعى از سوى شخص براى مقابله با رنجى كه با آن رودرروست در نظر بگيريم، در اين صورت بايد براى درمان خود قضاوت كردن افراد به دنبال آن رنجش درونى بود كه آنها با پناه بردن به سرزنش خويش سعى در رفع و تقابل با آن دارند. معمولاً خود قضاوت كردن اشخاص پيامد ترس از عدم پذيرش يا شكست در برههاى خاص از زمان است. باورهاى نادرستى مانند اگر من هم اكنون به قضاوت و سرزنش خودم بپردازم، ديگران را از اين كار باز مى دارم و ديگر چيزى براى سرزنش من باقى نمى ماند يا من با انتقاد و قضاوت خودم اين انگيزه را پيدا مى كنم تا تمامى كارهايم را بدون شكست و با موفقيت انجام دهم. به اين صورت هم من احساس آرامش مى كنم و هم ديگران مرا بهتر مى پذيرند... .
اما همان گونه كه يك كودك دبستانى تكاليف خود را با تشويق، بسيار بهتر از زمان تنبيه و سرزنش انجام مى دهد، بزرگسالان نيز با انتقاد و سرزنش نمى توانند رويكرد مثبتى داشته باشند. قضاوتها فقط فرد را از قبول مسئوليتهاى تازه باز مى دارد و مانعى بزرگ براى آنها تلقى مى شود. در واقع قضاوت نه تنها انگيزه لازم را به فرد نمى دهد بلكه وى را تبديل به شخصى منفعل مى كند كه از انجام هر نوع حركتى عاجز است. راه حل مناسب براى مقابله با چنين رويكردى آن است كه ما با احساساتى نظير ترس، عصبانيت، اضطراب و... آشنا شويم و در پى علل اصلى آنها در درون خود باشيم. در اين مرحله بايد به خودتان بگوييد: چه چيزى به خودت گفتى كه باعث بروز چنين احساسى شدی؟ هنگامى كه شما به اين قضاوتهايى كه درباره عواطفتان داريد آگاه باشيد، در مرحله بعد از خودتان مى پرسيد: آيا واقعاً اين صحبتهايى كه با خودم داشتم درست بود؟! اگر صددرصد مطمئن نيستيد كه باورهايتان در رابطه با خودتان حقيقت داشته اند، با رجوع به خود درونى به قدرت عقلانى بالاترى كه در نهادتان جاى دارد به سؤالى اساسیتر خواهيد رسيد. پس چه چيزى درباره من حقيقت دارد؟ در اين حالت شما پذيراى قبول حقيقت هستيد و درمى يابيد كه هرآنچه تا به حال درباره خودتان باور داشته ايد و قضاوت مى كرديد بسيار متفاوت بوده است. به عنوان مثال در جواب اين قضاوت كه چرا من اين قدر ساده هستم كه اين حرف را زدم؟ مى توانيد بگوييد كه همه ما در همه حال دچار اشتباه مى شويم. اشتباه، بخشى از طبيعت انسانهاست و خطاها به معناى حماقت افراد نيست.
هنگامى كه بتوانيد به حقايق درونتان از اين زاويه بنگريد با خود مهربان تر خواهيد بود و به جاى احساس عصبانيت و تشويش، وجودتان سرشار از عشق و محبت مى گردد. براى رهايى از هر اعتيادى چالشهاى فراوانى در پيش رو خواهد بود كه اعتياد به خود قضاوت كردن نيز از اين امر مستثنى نيست. پس سعى كنيد براى نجات از اين اعتياد، با وجودتان مهربانتر باشيد؛ هر چند كه رهايى از دام قضاوتهاى درونى بسيار مشكل است و نياز به تمرينهاى معنوى بسيار دارد اما حاصل كار، آنچنان با ارزش است كه تمامى جنبههاى زندگى را تحت تأثير خود خواهد داشت.