گرچه آدمی خود وسواس را بیمورد میداند، اما حالتى است اجبارگونه كه به ناچار تسليم آن میشود. وقتى شما از فكرى مزاحم يا تصوراتى بیاساس به اضطراب میافتيد، دچار وسواس هستيد. افكار وسواسگونه يا وسواسهايى كه با ترديد همراه است، معمولاً شخص را به طرف تشويش و نگرانى سوق میدهد. اعمال اجبارى مثل شستن دستها به دفعات مكرر، نظافت بيش از اندازه خانه و در و ديوار و آبكشى چندباره ظرفها، يكى از واكنشهاى تخفيفدهنده وسواس فكرى است. اگر درصدد يافتن ريشه وسواس هستيد، بايد بدانيد كه عامل وراثت، در به وجودآوردن آن نقش مهمی ندارد. وسواس، بيشتر اوقات در اثر الگوبردارى از والدين جنبه عادت به خود میگيرد و بنابراين علت اساسى آن تربيت و محرومیتهاى شديد در دوران كودكى و خطاى والدين است.كمالطلبی، غرور كامل بودن، عدم اعتماد به نفس و احساس ناامنی، در ايجاد وسواس، نقش مؤثرى ايفا میكنند. حال اگر ايرادگيری، سركوفت مدام پدر و مادر، سرزنش و ملامت و افراط در مراقبت را به آن اضافه كنيم، میبينيم كه از كودك بیگناه، انسانى مردد، فاقد اعتماد به نفس و مضطرب ساخته میشود.
راه حل
اختلالات وسواسی- اجبارى از ديرباز، يكى از پيچيدهترين و مقاوم ترين اختلالات نوروتيك (عصبی) شناخته شده و بدون مراجعه به متخصص، به آسانى درمانپذير نيست. در زير به چند اقدام اوليه كه به بهبود نسبى اين مشكل میانجامد، مختصراً اشاره شده است:
الف) روش حساسيتزدايی: با اين روش از اضطرابها و تشويشهاى خود كم كنيد تا نياز به واكنش جانشينى كه به نظر، آرامبخش میآيد، نداشته باشيد.
ب) روش نيت متضاد: شخص وسواسى بايد سعى كند خود را با موقعيتهاى وسواسى مورد ترس رو به رو سازد؛ يعنى به صورت ارادی، بالاترين اشتباه يا شكست را در ذهن مجسم و به خود تلقين كند. در بدترين شرايط هم اتفاق مهمی نخواهد افتاد.
ج) روش مواجهه: آدم وسواسى بايد به اشيائى كه به نظرش آلوده میآيد، دائماً دست بزند. اين روش، معمولاً در درمان فوبياى ساده هم مؤثر است.
د ) تقويت اعتماد به نفس و توجه شديد به ارزشهاى خود: هر قدر اعتماد به نفس بيشتر شود، اضطرابهاى ناشى از وسواسهاى فكرى كاهش میيابد.
و) تغيير آب و هوا، محيط زندگی، محل كار: زندگى در جمع و حشر و نشر با آدمها در فرو نشاندن اضطرابهاى ناشى از وسواس فكر مؤثر است.