اثرات مثبت‌انديشى در بهداشت روان - بدون اسارت دوستت دارم
 

1385/05/18
 
 
در دنياى لجام گسيخته كنونی، كه ماديات همه چيز را تحت الشعاع قرار داده است، عواطف، احساسات و بشردوستى و نوع پرستى می‌رود كه به فراموشى سپرده شود. در دنيايى كه فقر و تنگدستی، جنگ و خونريزی، فساد و تباهى هر روز رو به افزايش است؛ چيزى جز پشتوانه معنوی، مثبت‌انديشی، جز تغيير و تحول درونى نمی‌تواند بشر را از اين همه نابسامانى و از هم گسيختگى و از هم پاشيدگی‌هاى روانى نجات دهد. اما سؤال اينجاست كه مثبت‌انديشى مقوله روان‌شناختى است يا جامعه‌شناختی؟ آيا ويژگی‌هاى فردى موجب شاخص‌ها و معيارهاى مثبت‌نگرى است يا اين كه فضا و شرايط اجتماعى است كه ما را به مثبت‌نگرى رهنمون می‌كند؟ در اين مقاله سعى شده است هم رويكرد روانشناختى و هم رويكرد جامعه‌شناختى مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد.

مثبت‌انديشى از نظر روان‌شناسى

زندگى سرشار از نعمت‌ها و ثروت‌هاى نامحدود است. همه انسان‌ها حق و اختيار دارند در زندگى موفق شده و با شادمانى و نشاط زندگى كنند، ولى دستيابى به شادى و شادابى و موفقيت در هر زمينه، فقط به همت و تلاش افراد بستگى دارد، هيچ كس جز خود شخص نمی‌تواند موفقيت‌ها و شادابی‌ها يا غم‌ها و شكست‌ها را براى خويشتن فراهم سازد. چگونه است كه گروه اندكی، احساس خوشبختى و سعادت می‌كنند، در حالى كه عده زيادى از خود ناراضى هستند. به طور كلی، هر كس حوادث و القائات بيرونى را با توجه به باورها و بينش خود تفسير و توجيه می‌كند. در واقع حقيقت همه چيز از افكار و ذهن انسان سرچشمه می‌گيرد، يعنى انسان ساخته و پرداخته افكار خويش است، در واقع تو همان هستى كه می‌انديشى اين ذهن ماست كه از ما انسانى موفق و قوى می‌سازد، يا برعكس آن عمل می‌كند.

روان‌شناسان معتقدند كه انديشه‌ها و پندارهاى ماست كه كيفيت زندگى ما را می‌سازند، انديشه ها هستند كه موجب موفقيت يا شكست، عامل سلامتى يا مريضی، باعث خوشبختى يا بدبختى ما هستند. با انديشه‌هاى مثبت است كه انسان سرشار از شور و شوق و اشتياق، احساس خوشبختی، تندرستى و آرامش می‌كند و با افكار منفى است كه احساس شكست، بدبختی، مريضی، بيچارگى و بدبينى می‌كند. با انديشه‌هاى مثبت است كه توانمندی‌ها، اعتماد به نفس و خودباوری‌ها قوياً افزايش می‌يابند، در حالى كه با افكار منفى احساس ناتوانی، حقارت و خودكم‌بينی‌ها در انسان تشديد گرديده و در نتيجه بسيارى از امراض روحى و جسمی‌گريبان‌گير فرد می‌شود. جاى تأسف است كه اكثر مردم بدون اين كه خود متوجه باشند، با تكرار انديشه‌هاى مجرب، انرژی‌هاى خود را بر ضد خويش به كار برده و سبب بدبختی‌هاى خود می‌شوند!

وقتى انديشه‌هاى منفى را در سر داريم، آنها را خواسته يا ناخواسته هر روز چند هزار مرتبه تكرار می‌كنيم، در نتيجه افكار منفى قوی‌تر می‌شوند و جاى بيشترى در ذهن به خود اختصاص می‌دهند در نهايت تمام بخش توليد فكر را تحت نظارت خود می‌گيرند و به مجموعه افكارمان، ماهيت منفى می‌دهند. با اين روند، بدون اين كه بخواهيم و ندانسته، بخش عظيمی ‌از توانايی‌هاى (بالقوه و بالفعل) خود را ناتوان ساخته و بيهوده هدر می‌دهيم در نتيجه بی‌حوصله، كم اشتها، پريشان حال، بدخواب و افسرده ... می‌شويم و به ناراحتی‌هاى قلبى و عروقى و فشار خون و درد ديگر دچار می‌شويم، به عبارت ساده سموم حاصل از نگرانی، خشم، ترس، ناكامی ‌و منفی‌بافى ما را به سوى بيمارى و نابودى می‌كشاند. انسان براى بقا و بهتر زيستن هميشه تلاش می‌كند، در اين حركت مهم‌ترين مسأله بهره‌مندى از تفكر مثبت است و اين تلاش، بشر را به سرمنزل آرامش و آسايش جسم و روح سوق می‌دهد. گواه آن سفارش بسيارى از بزرگان دين است كه انسان را به انديشه مثبت رهنمون كرده اند.

مثبت‌انديشى از نظر جامعه‌شناسى

مثبت‌نگرى حاصل تعامل آرام و بدون مشكل با محيط اجتماعى است كه پيامد آن مجموعه‌اى از تمايلات مبتنى بر رضايت‌مندی، خوش‌بينی، اميد، اعتماد و اطمينان خاطر در فرد است. نقطه مقابل آن وجود بيزاری، ترس، عصبانيت، نااميدى و نگرانى خواهد بود. مثبت‌نگرى زمانى بوجود می‌آيد كه افراد احساس نمايند دركشان از خودشان تأييد شده است. مثبت نگرى نوعى خير عمومی‌است كه پيامد و حاصل آن را بايد در تشريك مساعی، طراوت اجتماعی، وفاق اجتماعی، عواطف مثبت، زندگى انجمنى و مشاركت اجتماعى جستجو كرد. مثبت‌نگرى نوعى سرمايه عاطفى است كه هزينه‌هاى كنترل و نظارت رسمی ‌را كاهش می‌دهد و افراد را متقاعد به رفتار مطابق با ارزش ها و هنجارهاى اجتماعى پذيرفته شده می‌نمايد. سرمايه اى كه به واسطه استفاده از آن زايش تازه‌اى پيدا می‌كند، زيرا وقتى افراد از عواطف مثبتى كه ديگران ابراز می‌دارند استفاده می‌كنند به نوعى عواطف مثبت تازه‌اى را توليد می‌كنند. مهمترين تأثير مثبت‌نگرى بر زندگى عادى يا روزمره اين است كه در صورت وجود مثبت‌نگرى زندگى روزمره معطوف به آينده خواهد بود و افراد جامعه از گذشته‌نگرى منفى و داشتن كنش‌هاى آنى و لحظه‌اى رهايى پيدا خواهند كرد. آنها پذيراى برنامه داشتن و كنش‌هاى عقلانى معطوف به هدف خواهند شد؛ كنش‌هايى كه آنها را وادار به تلاش و كوشش مضاعف و نيل به اهداف متعالی‌تر می‌نمايد به گونه‌اى كه نوعى آينده‌گرايى و آينده‌انديشى را در افراد جامعه تقويت می‌نمايد كه خود می‌تواند پيامدهاى مثبت متعددى را به دنبال داشته باشد.

هر چند كه مثبت‌نگرى در نگاه نخست و نقطه آغازين از خود فرد شروع می‌شود و تجلى آن را در فرد می‌بينيم اما حاصل آن در تجربه جمعى فرد كه در فرآيند تعامل اجتماعى شكل می‌گيرد ديده می‌شود؛ تجربه‌اى كه نمونه آن را در جامعه و فرهنگ حاكم بر آن می‌بينيم. جوامع منعطف، بالنده و پويا در قياس با جوامع سخت و ايستا و بسته از آمادگى بيشترى براى مثبت‌نگرى برخوردار هستند زيرا جوامع و فرهنگ‌هاى بسته بيشتر خصلت جرم‌گرايانه دارند كه بيشتر آن مولد نوعى بدبينى هستند.

فرهنگ جامعه تأثير بسزايى در مثبت‌نگرى يا برعكس آن در منفی‌نگرى دارد. در جامعه‌اى كه بدی، زشتی، ظلم و شرارت وجود دارد اين امر باعث می‌شود تا افراد هر روز با آن بدی‌ها روبه رو شوند و كم كم عادت كنند تا فقط زشتی‌ها را تداعى نمايند. اگر منفی‌نگرى در جامعه‌اى شايع شود كودكان و نوجوانان آن جامعه با مشاهده منفی‌گرايى تحت تأثير قرار می‌گيرند و همان طور كه تئورى يادگيرى مشاهده‌اى بيان می‌كند اين نگرش و رفتار را ياد می‌گيرند و بروز می‌دهند. تقويت ارزش‌هاى اخلاقى مثبت در جامعه مديون كار و تلاش، صداقت، تعاون و همكاری، احترام به يكديگر و تقويت عزت نفس در سطح فردى و در سطح ملى و تقويت عملكرد، كارايى سازمانى و حوزه‌هاى اقتصادی، اجتماعی، فرهنگى و سياسى است و می‌تواند مثبت‌نگرى را در بين افراد جامعه تقويت نمايند. علاوه بر اين تقويت غرور ملى می‌تواند زمينه را براى مثبت‌انديشى فراهم نمايد و از موانعى كه باعث پيشرفت مثبت‌نگرى می‌گردد می‌توان عدم احساس موفقيت و كارا بودن و نرسيدن به آرزوها و آرمان‌ها و نااميدى و بدبينى را نام برد. متن زير بيانى از خانم ويرجينيا ستير درمانگر انسان‌دوست است و می‌تواند بيانگر مثبت‌انديشى و عزت نفس باشد. چه خوب است هر كس به عنوان اعلاميه جهانى حقوق من، آن را در اتاقش نصب كند و هر چند يك بار آن را بخواند:

می‌خواهم بدون اسارت دوستت بدارم،

با آزادى كنارت باشم،

بدون اصرار تو را بخواهم،

با احساس گناه تركت نكنم، با سرزنش از تو انتقاد نكنم و با تحقير به تو كمك نكنم،

و اگر تو نيز با من چنين باشی، يكديگر را غنى خواهيم كرد.
 
همشهری
: منبع
 
 
 
 
 
 
     
 
   
 
 
© Copyright 2009 Ravanyar Clinic. All Rights Reserved.