مراقب احساسات کودکان باشيد
 

1385/06/06
 
 
قلب نيازمند آرامش و هارمونى است. احساسات منفى تنش‌هايى را در بدن ايجاد می‌کنند که به مرور افزايش يافته بصورت يک عمل منفى خود را نشان می‌دهند.

زبان قلب کودکان نيز احساسات آنهاست. وقتى به کودک می‌گوييد:«نه، نمی‌توانى اين را داشته باشی»، بدون آنکه علت اين دستورتان را بيان کنيد، مجموعه‌اى از احساسات منفى را در وجود او شکل می‌دهيد.

کودک واقعا خواستار آن است و با اين عکس‌العمل غير منطقى شما مستاصل می‌شود، آسيب می‌بيند، و آنگاه عصبانى می‌شود زيرا او نمی‌تواند آنچه را می‌خواهد داشته باشد بدون آنکه دليلش را بداند.

به مرور عصبانيت افزايش می‌يابد تا جائيکه واکنش خاصى را سبب می‌شود.

کودک در جهانى از سوالات و پاسخ‌ها زندگى می‌کند. وقتى جواب «چرا»هايش را بطور رضايتمندانه‌اى دريافت نمی‌کند حالت عدم تعادلى در او ايجاد می‌شود که احساسات را به يک قلمرو منفى می‌کشاند در حاليکه تعادل، باعث گرايش احساسات به واکنش‌هاى مثبت می‌شود.

نقش والدين چيست؟

وظيفه والدين، حفاظت از فرزندشان است نه آنکه با پرسيده می‌شود اين است که چطور رفتار والدين باعث عکس‌العمل منفى شما شده است؟

آنگاه شما در می‌يابيد که بايد واژه‌ها را طورى کنار هم قرار دهيد تا گرايش شما به رفتارهاى منفى دوران کودکى را بيان کند. توانستيد اينگونه رفتار کنيد؟ آنگاه شما ياد می‌گيريد لغات را طورى کنار هم بگذاريد تا احساسات منفى مختلف زمان کودکی‌تان را توضيح دهيد. وقتى اين موضوع روشن شد آنوقت مشاور می‌پرسد در موقعيت‌هاى مثبت چه احساسى داشتيد.

براى اکثر افراد جلسات مشاوره چيزى نيست جز آنکه در می‌يابند والدينشان آنها را با احساسات و پاسخ‌هاى منفى پرورش داده‌اند.

واکنش طبيعى آنها تنفر از والدين است زيرا ياد نگرفته‌اند پاسخى مثبت و التيام‌بخش داشته باشند. حال اين سوال مطرح می‌شود که آيا بهتر نيست والدين به فرزندانشان بياموزند براى بيان احساساتشان طورى واژه‌ها را کنار هم قرار دهند که بعدها نيازى به مراجعه به مشاور نداشته باشند تا آنها را از اينکه بايد در دوران کودکى چه چيزهايى را می‌آموختند آگاه سازد.

هر احساسى از يک فکر ناشى می‌شود و هر فکر احساسى را در پى دارد. می‌توانيد حدس بزنيد اگر والدين اين واقعيت را درک نکنند.

مسلما آنها قادر به آموزش صحيح نخواهند بود و لذا به سبب رفتار منفى که با فرزندشان دارند، شکل‌گيرى احساسات منفى را در او موجب می‌شوند.

چطور والدين به فرزندشان می‌آموزند متعادل و مثبت باشد؟

به محض تولد فرزند، والدين با نيازها و خواسته‌هاى او مواجه می‌شوند. وقتى کودک چيزى می‌خواهد مانند اين است که سوالى می‌پرسد و اگر والدين توجهى به آن نکند و و پاسخ قانع‌کننده‌اى به کودک ندهند، او را به يک حالت عدم تعادل و لذا منفى سوق می‌دهد.

اين بر عهده والدين است که فرزند خود را در حالت متعالی‌تر و سالم‌تر احساسات مثبت نگه دارند. وقتى پدر و مادر با خونسردى علت کارشان را براى کودک توضيح نمی‌دهند، عدم تعادل و احساس منفى را بر او تحميل می‌کنند.

اين عدم تعادل می‌تواند منجر به بيمارى جسمى شود و يا بعدها او را بر صندلى اطاق مشاور می‌نشاند. در اين زمان، کودک آن روز، به سرخوردگى دچار شده است.

همه احساسات سرخورده‌اى که با بی‌توجهى و عدم درک والدين مواجه شده‌اند، روزى منجر به ترديد درونی، خشم غير منتظره و سپس نفرت خواهند شد.

اگر نوجوانى يا بزرگسالى مجبور می‌شود به مشاور مراجعه کند به علت واکنش‌هاى منفى اوست و در اين زمان در می‌يابد والدينش آغازگر احساسات منفى در وجود او بوده اند.

اين شخص دائما والدين خود را سرزنش می‌کند و آنها را مقصر می‌داند. در اين حالت غلبه عملکرد مثبت بر آن برنامه‌ريزى منفى بسيار دشوار خواهد بود.
 
جام جم آنلاين
: منبع
 
 
 
 
 
 
     
 
   
 
 
© Copyright 2009 Ravanyar Clinic. All Rights Reserved.