«افسردگی» و نقش ورزش در درمان آن
 

1385/07/24
 
 
«افسردگى و ورزش» مقاله‌اى است به قلم دكتر «عليرضا غفارى نژاد» كه در سايت خبرى سازمان تربيت بدنى ارائه شده است.

دكتر غفارى نژاد دراين مقاله ضمن تعريف بيمارى «افسردگی» و علائم آن به تاثير ورزش در درمان اين بيمارى پرداخته است.

وى تاكيد كرد كه ورزش به تنهايى نمی‌تواند عامل اصلى درمان اين بيمارى باشد، اما می‌تواند به عنوان يك كمك رسان واقعى عمل نمايد.

او دراين مقاله از دو رشته «شنا» و «يوگا» به عنوان رشته‌هايى كه نقش بسيار مفيدى را در نشاط بيماران مبتلا به افسردگى ايفا می‌كند، نام برده است.

دكتر غفارى نژاد در مقاله‌اش نوشته است: صحبت درباره افسردگى هميشه مفيد است. بسيارى از ما افسردگى را معادل غمگينى می‌دانيم. هر انسانى در سازمان روانى خود «خلق» دارد و از آن دريچه به دنيا می‌نگرد. اگر سرحال باشيم، در روابط خود سخت نمی‌گيريم و اگر بد حال باشيم، پرخاشگر، غمگين و عصبانى هستيم. پس انسان از دريچه احساس دنيا را مشاهده می‌كند نه از دريچه منطق.

اين خلق نوساناتى دارد. بدهكاری‌ها، بحث‌ها، جدل‌ها، زخم زبان‌ها می‌توانند باعث غمگين شدن فرد شوند، ولى تا زمانى كه اين امر به صورت خلقى دائمى در نيامده است، افسردگى محسوب نمی‌شود.

افسردگى يك بيمارى است، يعنى تلقينى نيست و اطرافيان در مراجعه به چنين افرادى گوشزد می‌كنند به خود تلقين نكن، سفر برو ، نحوه زندگى خودت را تغيير بده و هزاران راه حل پيشنهادى را ارائه می‌دهند كه نمي‌توان گفت بی‌تاثير است، اما عملا تاثير زيادى ندارد و كمك چندانى به بيمار نمی‌كند.

افسردگى يك سندرم است، يعنى مجموعه‌اى از علايم است كه در يك محل مخصوص مشاهده نمی‌شود و يك علت خاص را نمی‌توان براى آن پيدا كرد.

افسردگى از قديمي‌ترين بيماری‌ها است. افسردگى اساسى در قياس، با افسردگى ساده ضررهاى جدی‌ترى می‌زند، كارايى را مختل می‌كند و در كل اين بيمارى جهانى موجب ضرر و زيان به جامعه می‌شود.

شناخت زود هنگام بيمارى در درمان آن كمك زيادى به پزشك می‌كند.

افسردگى اساسى در سنين بالاى ‪ ۴۰‬سال بيشتر شيوع دارد و در زنان حدود دو برابر بيشتر از مردان شايع است.

علايم افسردگى كدامند؟

- خلق فرد افسرده می‌شود، يعنى غمگينى طولانى مدت دارد.

- علاقه مندى وى نسبت به علايق گذشته‌اش از دست می‌رود و غالبا بی‌حوصله است.

- كم اشتهايى او را می‌آزارد و غذا نمی‌خورد، البته در برخى انواع آن پرخورى شيوع دارد.

- خواب فرد مبتلا غالبا دچار مشكل می‌شود معمولا نيمه شب بيدار می‌شود و تا صبح نمی‌تواند بخوابد و كسل است و بالعكس در جوانان مبتلا، پر خوابى شيوع دارد.

- افسردگى معمولا با اضطراب همراه است.

- بی‌خوابى و بی‌قرارى شيوع دارد.

در فرهنگ ما بيشتر افرادى كه مراجعه می‌كنند، به جسم پردازى بيشتر توجه دارند و شكايات از دردهاى جسمانى دارند، اما در جوامع غربى اعلام می‌كنند دلتنگ و غمگين هستيم. معمولا در جوامع شرقى فرد پس از ابتلا به افسردگى به دليل عوارض جسمانى به پزشك يا متخصصين ديگر مراجعه كرده و پس از نااميدى از پزشكان به متخصصين مغز و اعصاب مراجعه می‌نمايند.

دردهاى افسردگى واقعى هستند، يعنى دردها بيشتر زودگذر و سوزش دار می‌باشند، از نشانه‌هاى ديگر دردهاى عصبى اين است كه بيشتر در زمان استراحت به سراغ بيمار می‌روند تا در ضمن فعاليت و ورزش، دردها عمدتا در مسير اعصاب نيستند و حالت چرخشى دارند . گاهى اين درد در سر و گاهى در قسمتهاى ديگر بدن تظاهر می‌كند كه بعضا قديمی‌ها از آن به عنوان بيمارى باد (WIND SICK‬‪ ‪ (‬ياد می‌كردند.

افسردگى در بيماران بالاى ‪ ۴۰‬سال شايع تر است ولى می‌تواند در يك پسر بچه ‪ ۹‬ساله هم ديده شود. در افراد بالاى ‪ ۴۰‬سال چون سندرم آشيانه خالى را داريم، يعنى اينكه بچه‌ها و فرزندان به دنبال زندگى خود رفته‌اند و اين افراد تحت فشار تنهايى و زحماتى كه در طول زندگى خود براى فرزندان خود كشيده‌اند، دچار نشخوار فكرى می‌شوند كه اين امر، زمينه‌اى براى ابتلا به بيماريهاى داخلى می‌شود.

اين افراد به مرگ زياد مي‌انديشند و به فكر خودكشى می‌افتند، اما از آنجا كه دين اسلام با خودكشى منافات دارد، كمتر آن را به مرحله اجرا می‌گذارند و فقط به صحبت در اين مورد اكتفا می‌كنند.

افسردگى با حوادث زندگى بسيار مرتبط است. اختلالات خلق در بعضى خانواده‌ها زيادتر است و استرس‌ها نقش تسريع‌كننده اى را در روند افسردگى دارند.

هركدام از ما در روز چندين واحد استرس تحمل می‌كنيم. (مثلا در بحث‌ها، اختلافات كارى و مشكلات كاری) بايد توجه داشته باشيم كه فرد از استرس لبريز نشود، چون از يك سو استرس می‌تواند ايجاد افسردگى كند و از سوى ديگر افسردگى ممكن است منبع استرس شده و يك سيكل معيوب را تشكيل دهد.

افرادى كه در زندگى خيلى بدبيار هستند، بيشتر دچار افسردگى می‌شوند.

در زمان ابتلا به افسردگی، نوراپى نفرين و سروتونين كه از ناقلين سلولهاى مغزى هستند، كم ترشح می‌شوند و ما بايد علائم را با دارو و ورزش و روانپزشكى خنثى نماييم.

هر ابزارى كه درست شناسايى شود مفيد است. ورزش براى افسردگى مفيد است، اما چه نوع ورزشی؟ بايد اين ورزش توسط مربيان علاقمند به علم روز تجويز شود تا حس سلامتى و اعتماد به نفس ايجاد كند و بيمارى را كنترل نمايد.

ورزش نمی‌تواند به تنهايى عامل اصلى درمان باشد، اما می‌تواند به عنوان يك كمك رسان واقعى عمل نمايد.

نوع ورزش بايد مانند دارو، به صورت دوره‌اى و مستمر انجام شود. اما چيزى كه مسلم شده، شنا و يوگا می‌توانند نقش بسيار مفيدى را در نشاط اين نوع بيماران ايفا كند.

 
ایرنا
: منبع
 
 
 
 
 
 
     
 
   
 
 
© Copyright 2009 Ravanyar Clinic. All Rights Reserved.