افسردگى و بيماریهاى روانى با بروز بيمارى قلبى مرتبط است
1385/11/17
پژوهشگران در تحقيقات اخير خود نشان دادند، افسردگی، بيماریهاى روانى شديد و تنهايى با بروز بيماریهايى مانند بيمارى قلبى و جنون مرتبط است.
به گزارش روز سهشنبه پايگاه اينترنتى رويترز، اين در حالى است كه رابطه دقيق بين يك ذهن معلول و عملكرد بد بدن هنوز مشخص نشده است اما دانشمندان در تحقيقات متفاوت و مجزا معتقدند عواملى دراين امر دخالت دارند.
نتايج اين تحقيقات كه در مجله Archives of General Psychiatryبه چاپ رسيده است از قرار زير است: دكتر «جس استوارت» از دانشكده پزشكى پيتسبورگ با بررسى ۳۲۴ بيمار زن و مرد با ميانگين سنى ۶۰سال، از رابطه بين افسردگى و سختشدگى رگها در آنها خبر داد.
به گفته وی، رگهاى بيمارانى كه از افسردگى شديدتر رنج میبرند دو برابر نازكتر از آنهايى است كه افسردگى كمترى دارند.
بنا بر اين تحقيقات، سختشدگى شريانها عامل اوليه در بروز حمله قلبى يا سكته بوده و ممكن است به دليل بد عمل كردن سيستم عصبى در بيماران قلبى روى دهد.
افسردگى همچنين تنظيمات غدد بدن كه توليدكننده مواد شيميايى عامل رشد و انرژى بدن را كنترل میكنند تحت تاثير قرار داده و عملكرد سلولهاى مسوول لخته شدن خون را دگرگون میكند.
سخت شدن شريانها موجب واكنش شديد سيستم ايمنى بدن و درنتيجه بروز التهاباتى میشود و مواد شيميايى را آزاد میكند كه رفتار را تحت تاثير قرار میدهد.
كاهش جريان خون به مغز نيز لطمه وارد ساخته و افسردگى را تقويت كرده و موجب بيماریهاى مزمن میشود.
اين در حالى است كه محققان انگليسى با بررسى ۴۶هزار و ۱۳۶بيمار روانى دريافتند افراد زير ۵۰سال سه برابر بيش از آنهايى كه بيمارى روانى ندارند بر اثر ابتلا به بيمارى انسداد شريانهاى قلبى و يا سكته جان خود را از دست میدهند.
خطر مرگ بر اثر بيمارى قلبى در بيماران روانى بالاى ۷۵سال خطر مرگ را دو برابر افزايش میدهد.
بر اساس تحقيقات صورت گرفته توسط «ديويد پیجى اوزبورن» از دانشكده پزشكى لندن، خطر مرگ بر اثر بيماریهاى قلبى در بين افرادى كه از داروهاى بيماریهاى روانى استفاده میكنند بسيار افزايش میيابد.
به گفته وى بيماران روانى بايد بطور منظم از نظر فشار و كلسترول خون مورد معاينه قرار گرفته و توجه خاصى به ورزش و رژيم غذايى خود داشته باشند.
تحقيق ديگرى نشان داد احساس تنهايى در بين افراد مسن خطر ابتلا به بيمارى آلزايمر را دو برابر افزايش میدهد.
به گفته «رابرت ويلسون» مجرى اين تحقيقات از دانشگاه پزشكى «راش» در شيكاگو افسردگى ناشى از تنهايی، توانايى مغز در جبران خسارت زوال عقلى مرتبط با سن را كاهش داده و زمينه را براى بيماریهاى روانى فراهم میآورد.