يك روانپزشك: ميزان قدرت تطابق با محيط از معيارهاى احراز سلامت افراد است
1386/01/30
يك روانپزشك ميزان قدرت تطابق با محيط يكى از معيارهاى احراز سلامت در افراد است .
دكتر محسن اعتمادزاده پنجشنبه در گفتوگو با خبرگزارى جمهورى اسلامى با بيان اينكه يكى از تعاريف سلامت، قدرت تطبيق ما با محيط میباشد، گفت: «انسان سالم انسانى است كه قدرت تطابق با محيط اطراف خود را داشته باشد و انسانى كه در اين تطابق و برخورد با وقايع دچار مشكل میشود نياز به كمك دارد.»
اين روانپزشك با اشاره به اينكه قطع رابطه با دوریگزينى از اجتماع و همسالان از جمله نشانههاى بروز بيمارى افسردگى در افراد است، گفت: بروز افسردگى با سن و سال افراد ارتباط مستقيم دارد، برخى افسردگیها از نظر آمارى بيشتر در بين جوانان و برخى ديگر بيشتر در بين ميانسالان شيوع دارد.
او افزود: عامل ايجادكننده افسردگى به دو دسته «افسردگى واكنشی» و «افسردگى آندروژن (ارثی)» تفكيك میشود.
وى گفت: انسان به شكل طبيعى در برابر وقايع، ناكامیها و نااميدیها عكسالعمل نشان میدهد بهطوریكه خلقوخوى فرد در اين شرايط تغيير میيابد.
وى افزود: هر عكسالعمل و تغيير شديد خلقى را نمیتوان در جرگه افسردگى جاى داد، بلكه در تحقق و بروز افسردگى واكنشی، شدت عكسالعمل نقش قابل توجهى دارد.
اعتماد زاده ادامه داد: زمانى كه عكسالعمل متناسب با عمل نباشد و به شكلى غير عادى نمايان گردد، مثلا عدم قبولى در كنكور سبب شود كه فرد از جمع، دور و خود را به شكلى منزوى و در اتاق محبوس كند و در موارد شديدتر دست بهخودكشى بزند، در اين مورد با يك افسردگى از نوع واكنشى روبرو هستيم.
وى افزود: در تشخيص معيار اين نوع افسردگى بايد ببينيم ميزان كارايى فرد نسبت به محيط زندگیاش تا چه حد دچار اشكال شده است كه اگر اين ميزان بهشكل غير عادى باشد احتياج به رسيدگى و درمان دارد.
اعتمادزاده افزود: در اين شرايط قدرت تطابق فرد با محيط دچار اشكال میشود و نيازمند كمك است.
وى با بيان اينكه دومين نوع افسردگى به نام «افسردگى آندروژن» میباشد، گفت: در اين افسردگى شاهد يك تاثير ارثى بر ساختار و ساختمان شعور و فكر انسان هستيم كه فرد در مقابله با يك اتفاق ساده دچار عدم تطابق شده و در اين وضعيت ساخت روحى فرد دچار اشكال میشود.
او افزود: در اين نوع افسردگی، افراد در برخورد با مسائل كوچك عكسالعملهاى بزرگى نشان میدهند كه معمولا ارثى میباشد و رگههايى از جنون (در نوع شديد) در آن قابل مشاهده است كه موجب بروز بدبينیها و كابوسهايى در فرد میشود.
وى بيان كرد: پس از اين مرحله شاهد بروز رگههايى از دور شدن از واقعيتها هستيم كه در نهايت جنون رشد میكند و در اين مرحله ما با يك افسردگى بنيادين روبرو میشويم.
او در پاسخ به اينكه آيا عمدهترين دليل گرايش افراد به سمت استفاده از مواد مخدر و قرصهاى شاديآور بروز افسردگى در افراد میباشد، گفت: اين تفسير درست است اما بايد در نظر گرفت كه هريك از ما در مقابل استرس و فشار عصبى بهدنبال راهحلى براى رهايى هستيم.
دكتر اعتمادزاده افزود: در همين رابطه و براى فرار از استرس، به طور مثال فردى خود را غرق در كار میكند و ديگرى تمام وقت خود را با اينترنت مشغول میكند.
وى بيان كرد: هر فردى در برخورد با موقعيتهاى استرسزا يك نوع راهحل را براى تخليه روانى خود انتخاب میكند كه بدين جهت بايد بسيار مراقب جوانان بود.
اين روانپزشك همچنين در پاسخ به اينكه نقش خانواده در ظهور و رفع اين بيمارى كه در مواردى ريشه خانوادگى هم دارد چيست؟ گفت: به اعتقاد من خانواده در اين ميان نقش بسيار زيادى دارد، زيرا ما با منطقى بزرگ میشويم كه اين منطق را خانواده به ما ارزانى میدارد.
وى گفت: به اين ترتيب میبينيم كه نوع تربيت خانواده براى فرد نوعى وجدان ارمغان میآورد و همچنين خطوط قرمزى را براى فرد مشخص میكند كه موجب میشوند فرد از شعور اجتماعى و قابليت برخورد با بحران برخوردار شود.
وى تاكيد كرد: خانواده به عنوان اولين اجتماعى كه فرد در آن به كمال نسبى دست میيابد، در ظهور و حل مشكلات روانى و روحى تاثير بسزايى دارد.